تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
جبرئيل مرا اعلام كرد « 1 » . در كتاب حاويه آمد كه چون مردم بيعت كردند بر عثمان ابو سفيان گفت : قد عاد ملكنا فنزجوا ان نعود ديننا « 2 » . به تحقيق كه ملك ما عود كرد پس اميد مىداريم كه دين ما نيز عود كند آن لعين تمناى شرك كرد . مصنف اين كتاب گويد كه شرك بازنيامد و ليكن انتقام زمان شرك بازآمد و چندان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله از مشركان بكشت و ايشان را برنجانيد و ايشان از خوف او اسلام ظاهر كرده بودند بعد از رسول به انتقام آن قيام كردند و حق دختر او بازگرفتند و وصى او را از خلافت منصوصه و وارثه معزول و ممنوع كردند كسوت اسلام و زى رسول در سر كشيدند و خاك از توبرهء نفاق مىريختند و معالم آثار دين را تغيير و تبديل كردند . در كتاب انسى فى قتل آل النبى مأمونى ايراد كرد كه رسول در هفت موطن معاويه را لعنت كرد و حسن بن على عليه السّلام در بعضى محاورات بر معاويه خواند چنان كه حسام الدين قاسم روايت كند از علماى اهل سنت است ، اول آن روز كه از مدينه بيرون رفت ، و يوم العسير ، و يوم الاحد ، و يوم الاحزاب ، و يوم منع الهدى ان بلغ محله ، و يوم الغطفان ، و يوم العقبة إذ هم بما لم ينال مع اثنا عشر رجلا ، و معاويه بر او انكار نكرد « 3 » . عبيد اللّه بن عمر مبارزت كرد روز صفين حسن بن على با او بيرون آمد گفت : يا بن رسول اللّه خالف اباك نولك هذا الامر فانت خير منه ، حسن گفت : لا نكفر باللّه و رسوله فان النبى صلّى اللّه عليه و آله قال حيث مدحنا ابو هما خير منهما ، و اما معاوية و ابوه فلم يسلما و لكنهما استسلما ، و انه خدعك عن دينك « 4 » . گفت اى پسر رسول خداى مخالفت پدر خود كن تا ما دوستدار شويم و اين كار به تو گذاريم كه تو از او بهترى امام حسن گفت ما به خداى كافر نشويم و بر رسول او چه بدرستى كه پيغمبر گفت آنجا كه مدح ما كرده كه پدر ايشان بهتر از ايشان است و اما معاويه و پدر او هرگز مسلمان نشدند اما گفتند كه ما مسلمان شديم و او تو را بفريفت از دين تو ،
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 17 / 199 با اندكى اختلاف . ( 2 ) - در تاريخ دمشق 23 / 471 بنا به نقل موسوعه امام على عليه السّلام 3 / 160 جمله‌اى شبيه اين جمله از ابو سفيان نقل شده است . ( 3 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 6 / 370 و الغدير 10 / 109 . ( 4 ) - فتوح ابن اعثم 3 / 36 . اين گفتگو بين امام حسين عليه السّلام و پسر عمر انجام شده است .