بَرِيئاً
( نساء 112 ) « 1 » هر كه كسب كند گناهى و خطائى و بعد از آن بدان گناه براند كسى را كه از آن برى باشد پس هرآينه برداشت بهتان را و گناه بزرگ را جهودان اقامت شهادت كردند كه زره را طعيمه به صاحب ما سپرد و او نه دزديد از ايشان قبول نكردند حاصل كه معاويه همه روز معايب صحابهء رسول طلب كردى و بهتان نهادى .
زين الائمة محمد بن اسماعيل البرارى روايت كند به اسناد : ان النبى صلّى اللّه عليه و آله قال سباق الامم ثلثة لم يشركوا باللّه طرفة عين ، حزقيل مؤمن آل فرعون ، و يوسف بن حبيب النجار و على بن ابى طالب و هو افضلهم « 2 » . بدرستى كه پيغمبر گفت سابقان امت سه كساند كه هرگز شرك به خدا نياوردند در چشم زدنى حزقيل مؤمن آل فرعون و يوسف بن حبيب نجار و على بن ابى طالب كه افضل ايشان است .
انس گويد رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : ما من احد افضل من امام ، ان قال صدق ، و ان حكم عدل ، و ان استرحم رحم « 3 » ، يعنى هيچ احدى فاضلتر نباشد از امامى كه اگر گويد راست گويد و اگر حكم كند به مقتضاى عدالت كند و اگر بخشش خواهند ببخشايد ، مأمونى گويد اين جمله خصال در على بود .
فصل دهم فى اظهار اسلام معاوية
معاويه روز فتح مكه اظهار اسلام كرد جمعى گويند كه پيش از فتح مكه بود و اگر چنين بود لا بد مرتد شده باشد بعد از آن زيرا كه اجماع است كه او را جمله مهاجر و انصار بطليق خواندند و او بر ايشان انكار نكرد .
اما آن كه او طليق بود چنان كه در فتوح آمد ابن عباس به او نوشت به جواب رسالهء او :
اما انت يا معاوية فطليق بن طليق رأس الاحزاب ابن آكلة الاكباد « 4 » ، آيا نيستى تو اى معاويه آزاد شده پسر آزاد شده سر احزاب پسر زن جگرخواره .
ابو هريره و ابو الدرداء چنان كه در فتوح آمد روز صفين در پيش معاويه رفتند و مناقب
هامش
( 1 ) - كشاف 1 / 561 البته اسم مسلمانى كه سرقت كرده بود ابو طعمة بن ابيرق بوده است .
( 2 ) - الغدير 2 / 355 .
( 3 ) - كنز العمال بنا به نقل نهج الفصاحة 1 / 75 با اندك اختلاف .
( 4 ) - فتوح ابن اعثم 3 / 150 .