اهل نقل آوردند كه چون عبيد اللّه بن عمر از على عليه السّلام بگريخت و پيش معاويه رفت از خوف قصاص خون هرمزان كه عبيد اللّه او را به ظلم كشته بود معاويه او را اعزاز كرد و بيست هزار درهم و اسبى و كسوتى داد و معاويه در مجلس مبالغهها مىكرد و التماس مىنمود تا باشد كه عبيد اللّه سب على بگويد و از او تبرى نمايد قبول نمىكرد . تا روزى او را گفت جهت امتحان كه در حق على چه گوئى گفت چه گويم پدر او ابو طالب است و مادر او فاطمه بنت اسد است و او به نفس خويش چنان است كه مردم و من و تو مىدانيم « 1 » .
روزى معاويه او را بر منبر كرد تا خطبه بخواند و دشنام دهد على را چون از حمد و ثناى خداى و صلاة بر رسول فارغ شد خاموش گشت . معاويه از او برنجيد ، عبيد اللّه گفت اكراه كردم كه گواهى خداى تعالى به دروغ بدل كنم بدين عبارت كه : كرهت ان اقطع شهادة اللّه بشهادة الزور ، معاويه منكر و خجل شد و گفت او مردى غبى است « 2 » يعنى فصيح نيست كه سب على گويد عبد اللّه گفت در چند ابيات منها .
معاوى لم احرس لخطبة خاطيا * و لم اك غيا فى لوى بن غالب
معاويه تكفير عبد اللّه بن بديل كرد كه او و پدر او از ياران رسول نبودند و حال او چنان بود كه حال موسى و فرعون كه فرعون با موسى گفت :
وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ
( شعراء 18 ) يعنى كردى تو آن فعلى را كه كردى و تو از جملهء كافرانى .
اول كس كه دشنام داد خاندان محمد صلّى اللّه عليه و آله را و سنت نهاد معاويه بود كه :
وَ لا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ
( بقره 38 ) حق تعالى گفت :
أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ
( اعراف 78 ) آيا مىآييد به فاحشه كه سبقت نكرد بر شما هيچ احدى به آن از عالميان رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : من سن فى الاسلام سنة سيئة ، فعليه وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيمة « 3 » . هر كه سنت نهاد بدى را در سالم پس بر اوست و بال آن و بال كسى كه به آن عمل كند تا روز قيامت .
مصنف گويد كه صاحب حاويه اين حديث ايراد كرد و فراموش كرد كه بگويد اول
هامش
ادامه صفحه قبل هشام .
( 1 ) - فتوح ابن اعثم 2 / 540 .
( 2 ) - فتوح ابن اعثم 2 / 541 .
( 3 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 13 / 101 با اندكى اختلاف و صحيح مسلم كتاب الزكاة ح 1017 و كتاب اعلم ح 2673 با اندكى اختلاف .