ظلمى كه بر خاندان محمد كردند صحابه كردند و تا قيامت هر ظلمى كه مىكنند جمله سنت ايشان است و سنت شيخين .
حاصل روز پانزدهم عبد اللّه بن بديل و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين با ياران و قراء و حفاظ بيرون آمدند به رخصت امير المؤمنين و غلافهاى شمشير بشكستند و جمله در آن روز شهيد شدند . چون معاويه عبد اللّه را بديد گفت اين مرد كارهاى بد كند هر كه او را بكشد من او را از مال خويش حاكم گردانم چندانكه خواهد برادر قاسم بن مسعده گفت اگر من سر او را به تو آرم ولايت مكه به من مىدهى معاويه گفت بلى آن لعين بيرون آمد .
على عليه السّلام مالك اشتر را گفت نزديك عبد اللّه برو تا اگر محتاج شود او را نصرت كنى عبد اللّه به حمله اول قاسم بن مسعده را به دوزخ فرستاد .
سهل بن عبد اللّه بيرون آمد و سهل نديم معاويه بودى عبد اللّه بن بديل او را نيز بكشت معاويه آواز برآورد كه از هر جانب او درآئيد پس عبيد اللّه زياد اقتدا به او كرد يوم الكوفه كه با مسلم بن عقيل حرب مىكردند و همچنين عمر سعد كه گفت گرد حسين درآئيد .
مالك اشتر چون چنان ديد حمله برد گردى عظيم برآمد چنان كه هوا تاريك شد از كثرت غبار اسبان و مردان و رايات جمله پوشيده شدند و جز آواز شمشيرها نشنيدند كه بر سپرها و سلاحها مىزدند و جراحت بر عبد اللّه رسيد به آخر معاويه گفت كه سنگ باران كنيد او را عمر سعد بر امام حسين همين سنت نگاهداشت و به آخر هم بدين راضى نبود تا سر از تن او جدا كردند و اسب بر سينهء او دوانيدند و سر او را به شام فرستادند جمله را سبب معاويه بود .
الغرض چون عبد اللّه بن بديل را بكشت تمناى آن مىكرد كه مالك اشتر و اشعث كندى را نيز بكشد پس معاويه همه روزه گواهى دادى به كفر و بغى صحابه رسول حال او چنان بود كه :
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا
( نمل 14 ) و انكار كردند آن را و حال آن كه نفس ايشان به يقين مىدانست آن را و اين انكار از روى ظلم و علو كردند .
صاحب كشاف گويد : كه طعيمة بن اهرق از اولاد بنى ظفر درعى بدزديد از همسايه خويش قتادة بن نعمان در ميان انبان آرد نهاد و پنهان به جهود سپرد و طعيمه را بگرفتند و دعوى زره كردند بر وى سوگند خورد كه او را نگرفتم و حال زره نمىدانست چون سوگند خورد او را رها كردند و بر اثر او رفتند در خانهء يهودى بود يهود را بگرفتند و نزد رسول صلّى اللّه عليه و آله بردند اين آيه آمد :
وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ