خبر به على رسيد جارية بن قدامه را با دو هزار مرد و وهب بن مسعود را با دو هزار مرد بفرستاد تا او را بگيرند و بكشند در نيافتند و او به شام رسيده بود ، امير المؤمنين ده هزار مرد به حسين عليه السّلام داد و ده هزار مرد به قيس بن سعد و ده هزار به ابو ايوب انصارى و فرمود كه عزم شام كنند در آن اثناء ابن ملجم لعين امير المؤمنين را شهيد كرد ، چون حارث به مكه رفت تا از مردم بيعت ستاند خبر قتل امير المؤمنين به او رسيد مردمان لشكر متفرق شدند « 1 » .
عبد اللّه عباس نزد معاويه رفت و شكايت بسر كرد قتل اولاد خود بازگفت ، معاويه گفت : ان ظفرت با بنيه فاقتلهما . اگر ظفر يا بى بر پسران او ايشان را بكش و بر طريق استهزاء گفت و إلّا فدونك الرجل ، يعنى بسر را .
و پسران جعفر طيار از كربلا بگريختند به روايت مخالفان و صفوان لعين ايشان را بيافت و بكشت و سر هر دو را پيش عبيد اللّه زياد برد و عبيد اللّه گفت ايشان كودك بودند بىجرمى چرا ايشان را كشتى و گردن صفوان بزد « 2 » .
و عبد اللّه مردى فاضل و شجاع بود و سخى گويند مردى از انصار پيش او آمد و گفت مرا زنى بود دوش از او مرا پسرى شد و مادر او متوفى شد و پسر را نام تو برنهادم در حال بفرمود تا براى آن كودك دايهاى بخريدند و دويست دينار به او داد تا زنده بود و خدمت آن كودك هم نام خود مىكرد و دائما گفتى : لا اضيع سميي ، يعنى ضايع نگذارم هم نام خود را « 3 » .
فصل هشتم
اول كسى كه غارت در اسلام كرد معاويه بود چنان كه اهل نقل گويند كه معاويه ضحاك بن قيس را به وافقه « 4 » فرستاد با سه هزار مرد تا غارت كنند بر هر كه در طاعت امير المؤمنين باشد آن لعين غارت بسيارى كرد و بسيارى از شيعه را بكشت و از آنجا به ثعلبيه بگذشت و هر چه يافت غارت كرد و به عمر بن عمير رسيد عمر با خدم و مواليان
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه خطبهء 182 بدون ذكر نام حارث .
( 2 ) - انساب الاشراف بلا ذرى و مقتل الحسين عليه السّلام خوارزمى بنا به نقل موسوعه امام حسين عليه السّلام 5 / 276 - 282 .
( 3 ) - سند اين مطلب بدست نيامد .
( 4 ) - محلى كه توسط ضحاك مورد تهاجم قرار گرفت شهر واقصه بود . الغارات 298 .