تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
او معاونت زيد بن على فرمودى بر خروج بر بنى اميه و بودى شيعى و دوست‌دار آل پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و مىگفتى خروج زيد همچون خروج محمد صلّى اللّه عليه و آله است در روز بدر و بفرستاد جهت او يراق جنگ از ورق آهو براى خروج پس به او گفتند چرا تو نصرت نكردى او را گفت ترسيدم از ضايع شدن امانتهاى مسلمانان ، و اين كلام اوست سراسر . و اما قول ابى يوسف : اول من اتخذ حرسا فى الاسلام . يعنى بگرفت پاسبان در اسلام زيرا كه چون بر مسلمانان ظلم مىكرد بر طريقت فراعنه و قياصره پاسبان بگرفت . اما قوله : اول من جلس مجلس رسول اللّه به غير رضى من اصحابه . رسول صلّى اللّه عليه و آله به خواب ديد : كان بنوا الحكم و بنو مروان ينزون على منبرى كما ينزوا القردة « 1 » . كه بنى الحكم و بنو مروان بر منبر او مىجستند چنان كه بوزينه و بعد از آن رسول هرگز خنده نكردى تا رحلت فرمودى و منه قوله تعالى :
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ
( اسراء 62 ) و ما نگردانيديم خوابى را كه ديده‌اى مگر آزمايش مردم و شجره‌اى كه لعنت كرده شده است در قرآن يعنى كه بنى اميه ، رسول گفت : اذا رأيتم معاوية على منبرى فاقتلوه « 2 » . صاحب مصابيح روايت كرد كه چون چنان كردند حق تعالى ايشان را ذليل گردانيد . محمود بن لبيد گفت كه رسول فرمود : هذا سيريد هذا الامر بعدى . اين مرد زود باشد كه امر را اراده كند بعد از من يعنى معاويه . فمن ادركه منكم و هو يريد فليشق بطنه « 3 » . پس هر كه دريابد او را كه او اراده اين امر كرده باشد بايد كه شكم او را پاره كند رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : اذا رأيتم معاوية يطلب الملك فاضربوا عنقه « 4 » . هرگاه ببيند معاويه را كه طلب ملك مىكند پس بزنيد گردن او را . و اما قوله : قتل ابن قثم بن عباس ، معاويه بسر بن ارطاة را با سه هزار مرد به حجاز فرستاد در مدينه ابو ايوب انصارى صاحب خانه و مضيف رسول صلّى اللّه عليه و آله كه از كبار صحابهء رسول بود و هنوز به سر قبر او روند و استسقاء كنند البته خداى تعالى باران دهد او را طلب كرد تا بكشد ابو ايوب بگريخت و به كوفه افتاد ، بسر لعين شمشير بكشيد و بر منبر رسول
هامش
( 1 ) - الغدير 5 / 191 و 8 / 293 و فضائل الخمسة 3 / 304 و 379 به نقل كتب اهل سنت . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 15 / 119 . ( 3 ) - ملاحم ابن طاووس بنا به نقل حديقة الشيعة 1 / 472 . ( 4 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 4 / 261 با اندكى اختلاف .