تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
روز احد وحشى نكشته بلكه پيغمبر كشته . معاويه گفت : نح هذا الموسوس عنا فلا يدرى ما يقول . دور كن اين وسوسه‌كننده را از ما كه نمىداند كه چه مىگويد عمرو عاص با پسر خود گفت برو و با كشندهء عمار بگو : خذ الحرب و لك النار « 1 » ، بگير يراق دوزخ را كه آتش مر تو راست يعنى رخت دوزخ بربند . خلق گفتند چون ما را دوزخ خواهد بود ما جنگ نمىكنيم به آخر چنان كه بود عمرو عاص باز ايشان را بسر حرب برد به تأويل و حيله . گويند كه از عايشه پرسيدند كه فلان‌كس گوشت نمىخورد و مرق آن مىخورد عايشه گفت بنى اسرائيل را صيد شنبه مانع شدند چون شنبه ماهى در دريا بسيار شدى گودها مىكندند و ماهى در آنجا جمع مىكردند . روز يكشنبه صيد مىنمودند و گفتند خداى تعالى در شنبه منع صيد كرد نه روز يكشنبه حال مرق و صيد همچنان است تا حق تعالى ايشان را مسخ كرده بود باد لقوه بزد و مست خمر هفت‌ساله و بت در گردن انداخته به دوزخ رسيدند چنان كه مأمونى در كتاب حاويه ايراد كرد به اسانيد صحيح . و بشير بن معتمر امام معتزله در حبس هارون الرشيد چهل هزار بيت گفت .
تبرا من عمرو و من معاوية * و من بغاة فى الزمان غالية
مأمونى گويد كه بر بغاة نماز نتوان كردن بعد از قتل يا بعد از موت خاصه باغى كه بر « خير من فى الارض » يعنى بر بهترين هر كه در روز زمين است خروج كند « و هو على بن ابى طالب » پس نظر بر اين معاويه كافر مرده باشد و سزاوار نبود كه بر او نماز كنند . مصنف اين كتاب گويد كه آن طائفه كه پيش از معاويه بودند باغيان على بودند در آن روز خروج كردند آن قوم با قرب عهد از موت رسول صلّى اللّه عليه و آله و معرفت خاص و عام و منقبت و فضيلت على را انكار ممكن نبود و صلاح نبود خروج ايشان مگر تأويل و حيله بود چنان كه تأويل معاويه و استعذار از قتل عمار و اگر مقدور شدى در كربلا و روز جمل و روز صفين جمله آن روز بودى بلكه اين جمله ثمرهء آن بود زيرا كه آن سه روز درخت عداوت اهل بيت در دلها نشاندند به ترغيب و ترهيب بعد از ايشان ميوه برآورد چنان كه ميوه از درخت بچينند سرهاى اهل بيت مىبريد هند « الحمد اللّه الذي لم يجعلنا من تابعيهم » شكر و سپاس مر خداى را كه ما را از تابعان ايشان نگردانيد .
هامش
( 1 ) - فتوح ابن اعثم 3 / 157 .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 583 | عماد الدين حسن بن علي الطبري