تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
فاصبحت من النادمين « 1 » . هرآينه ديدم آتش جهنم را پس گرديدم از جمله پشيمانان . صدر الائمه الماوراء النهرى گويد كه على گفت من قاضى دين رسولم چون رسول رحلت كرد او را هشتاد هزار دينار قرض بود به استعانت خدا جمله ادا كردم مگر اندكى كه وصيت به حسن عليه السّلام كردم تا بعد از فوت من ادا كند « و هذا معنى قول رسول اللّه على قاضى دينى » .

فصل هفتم جلى وسط در چيزهائى كه معاويه بدعت نهاد

ورد فى الحديث لعن اللّه من غير منار الارض « 2 » . لعنت خداى بر كسى كه منار زمين را تغيير داد ، حاكم مفسر گفت : يعنى به منار الارض احكام الشرع . ابو يوسف بن ابراهيم بن خنيس الانصارى صاحب ابى حنيفه گويد در مجلس فقه و درس خويشتن كه اول كسى كه قائد فئه باغيه شد معاويه بود . اول كسى كه به خلاف حكم رسول حكم كرد كه : الولد للفراش لاجل زياد ، كه ولد از صاحب فراش است تا زياد را با أبو سفيان نسبت دهد . و اول قاتل كسى كه مؤمن شد و هرگز كافر نشد بعد از اسلام و زنا نكرد بعد از احصان « و هو حجر بن عدى أخو طرماح » معاويه بود . و اول كسى كه سر مسلمانى به هديه به او فرستادند « و هو رأس عمرو بن الحمق الانصارى » معاويه بود . و اول كسى كه بر تخت نشست در اسلام چون اكاسره و فراعنه . و اول كسى كه با مشركان صلح كرد بىاخذ جزيه . و اول كسى كه بت بفروخت و بت‌فروشى را مزد نهاد . و اول كسى كه پاسبانان بگرفت و اسيران بفروخت از مسلمانان . و اول كسى كه بىاجازت صحابه به مقام رسول بنشست . و اول كسى كه خلافت را ميراث نهاد و حواله به پسر كرد و پسر قثم بن عباس را
هامش
( 1 ) - فتوح ابن اعثم 3 / 112 . اين داستان مربوط به دو نفر است . ( 2 ) - سند اين روايت بدست نيامد .