تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
در فتوح آمد كه نعمان بن جبله با معاويه گفت ما روى به شمشيرها و نيزه‌ها نهاديم براى دنياى تو « و انا اخترنا النار على هواك طلبا للدنيا » و ما اختيار كرديم آتش را براى محبت تو براى طلب دنيا پس حرب مىكرد و مىگفت : انا سنقاتل عن الغوطة اذ حرمنا من الجنة « 1 » . بدرستى كه ما زود باشد كه قتال كنيم از براى غوطه مال دنيا چه محروم شديم از بهشت . مصنف اين كتاب گويد اول نيز صحابه بعضى آنچه ترك على كردند و روى به جمعى ديگر نهادند اختيار دنيا بود نه بهشت ، و قال الباقر عليه السّلام : انما سميت غوطة لان آدم يغوط بها « 2 » . گفت باقر عليه السّلام كه دنيا را از آن غوطه خواندند كه آدم در ان غوطه مىزند . روزى عمرو عاص با پسر خود عبد اللّه گفت : هل ترى عليا . يعنى على را مىبينى . گفت : ذاك على على فرس رسول اللّه ، فتنفس الصعداء ، و قال : يا بنى ليس هذا بذات السلاسل و لا بكذا و كذا ، يا ليتنى كنت عن هذا المجلس بعد المشرقين . گفت اينك على بر اسب رسول خداى سوار است پس عمرو عاص نفس سرد بكشيد چون تنفس باكان و گفت اى پسر اين نه ذات السلاسل است و نه اين و آن كاشكى دور بودمى از اين مجلس از مشرق تا مغرب . پسر گفت : و ما يمنعك ، قال حب الدنيا « 3 » . چه بازمىدارد تو را گفت دوستى دنيا . داود بكرى گويد با عتبة بن ابى سفيان بودم كه رايات على و اهل بيت او عليهم السّلام بديد و گفت : هذه رايات النبى ، كه بدين رايات با مشركان حرب كردى من با اين قوم حرب نمىكنم مردى او را تعيير كرد . عتبه گفت : كانك لست من الاسلام فى شيء « 4 » . پندارم كه تو را از اسلام هيچ بهره‌اى نيست . و در فتوح آمد كه مردى از على مبارزت خواست على عليه السّلام او را گفت : فلأدخلنك النار يا بن آكلة الاكباد . به تحقيق كه داخل سازم تو را اى پسر زن جگرخوار به آتش جهنم آن لعين گفت اين ساعت بدانى كه از ما كدام به دوزخ رود ، على عليه السّلام آن لعين را به نيزه برگرفت و بر هوا بداشت آن لعين در هوا آواز داد كه يا امير المؤمنين : لقد رايت نار جهنم ،
هامش
( 1 ) - الغدير 2 / 206 . ( 2 ) - سند اين روايت پيدا نشد . ( 3 ) - سند اين مطلب يافت نشد . ( 4 ) - سند اين مطلب بدست نيامد .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 576 | عماد الدين حسن بن علي الطبري