تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
يعنى اى مردمان هر كه بفروشد نفس خود را براى جستن رضاى خداى سود كند بيع خود چه بدرستى كه روزى است او را پس از اين ايام و اگر نه آن روز بودى من اختيار نكردمى مشقت مرگها بر سعت عيش و خوشى او تا سخن به آنجا رسيد كه گفت نه اينها كدورتهاى بدر است و كينه‌هاى احد و حقدهاى زمان جاهليت و كفر كه برآكنده كرده آن را معاويه در زمانى كه مردم از آن غافلند تا دريابد به آن خون‌هاى فرزندان عبد الشمس را پس قتال كنيد با پيشوايان كفر چه بدرستى كه ايشان را سوگندها نيست باشد كه ايشان را بازداريد . چون قتال سخت شد انصار آواز برآوردند كه : الفرار عن الحرب ارتداد عن الحق رغبة عن الاسلام كقوله تعالى :
وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ
( انفال 16 ) گريختن از جنگ برگشتن است از حق و ترك اسلام چنان كه خداى تعالى گفت هر كه پشت كند بر ايشان در روز جنگ به غير آنكه به فريب جنگ كرده باشد يا خواهد كه در لشكر خود جاى گيرد پس به تحقيق كه گرفتار شد به غضب از خداى . امير المؤمنين در صحنهء قتال اين دعا خواند كه مناجات شعيب نبى عليه السّلام است : اللهم اليك نقلت الاقدام ، و اليك افضت القلوب ، و رفعت الايدى ، و مدت الاعناق ، و طلب الحوائج و شخصت الابصار ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الفاتحين « 1 » . خدايا بسوى تو نقل كرده شد قدمها و بسوى تو متوجه شد دلها و برداشته شد دستها و كشيده شد گردنها و خواسته شد حاجات و باز كرده شد ديده‌ها پروردگارا بگشاى ميان من و ميان قوم بالحق و تو بهترين گشايندگانى ، و آن روز از جانبين چهل و شش هزار كشته شدند . قاضى القضاة در كتاب محيط ايراد كرد كه على پيش از قتل عمار هرگز ابتدا به قتال ايشان نكردى چون روز بيست و ششم عمار را بكشتند حكم كفار بر ايشان اجرا كرد كه به قتال ابتداء كرد شبى پانصد و سى تن را بكشت و به هر يكى تكبيرى بگفت چنان كه در قتال كافران كنند و على عليه السّلام گفتى : من اصابه سيفى فهو فى النار ، يعنى هر كه شمشير من به او
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه نامه 25 و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 5 / 118 و 15 / 78 و بحار الانوار 32 / 460 و 528 .