روز حديبيه نوشتم كه اين است آنچه صلح كرده محمد رسول اللّه ، گفتند اگر ما اقرار مىداشتيم به آنكه تو رسول خدائى با تو قتال نمىكرديم پس مرا امر كرد كه محمد بن عبد اللّه بنويسم و گفت يا على تو را روزى باشد چون روز من .
رسول على را نفس خود خواند و اصحاب او را چون اصحاب خويشتن و على عليه السّلام ايشان را بقية الاحزاب نام كرد از اينجا بود كه امير المؤمنين عليه السّلام روز صفين سلاح و لباس رسول پوشيد و هفتاد هزار مرد در خدمت او بودند و باقى تابعين مثل اويس قرنى و ربيع بن خيثم .
پس امير المؤمنين عليه السّلام گفت : سيروا الى بقية الاحزاب ، سيروا الى أهل الشام العماة الطغام ، سيروا الى أولياء الشيطان و أعداء السنة و القرآن ، فقد امرت بقتال الناكثين و القاسطين و المارقين « 1 » . سير كنيد بسوى باقىماندگان احزاب سير كنيد به جانب اهل شام كه كورانند سير كنيد به سوى دوستان شيطان و دشمنان سنت قرآن به تحقيق كه من مأمور شدم به قتال كردن با شكنندگان عهد و ظالمان و بيرون روندگان از دين ، عمار گويد :
سيروا الى احزاب اعداء النبى * سيروا بخير الناس اتباع على
و مبلغ بقيهء احزاب صد و هشتاد هزار مرد بودند « 2 » .
در فتوح آمد كه اصحاب عليه السّلام را در طريق صفين عطش غلبه كرد راهبى ايشان را دلالت كرد بر چشمهء « فاستخرجها على عليه السّلام » بيرون آورد راهب نامهاى به او داد به خط عيسى عليه السّلام و گويند به خط شمعون و املاء عيسى عليه السّلام و گويند در دنيا به حسن خط عيسى پسرى نبود زيرا كه معلم او خدا بود .
نامه اين بود : بسم اللّه الرحمن الرحيم ، الذي قضى فيما مضى و سطر فيها سطرا انه باعث فى الاميين رسولا منهم يتلو عليهم الكتاب و الحكمة و يدلهم على سبيل الرشاد ، و لا يكون فظا و لا غليظا و لا سخابا فى الاسواق و لا يجزى بالسيئة السيئة لكن يعفوا و يصفح امته ، لانهم الذين يحمدون اللّه على كل حال فى هبوط الارض و صعودها ، ألسنتهم مديدة بالتسبيح و التحميد ، ينصرون اللّه على ما ناداه ، فاذا توفاه اختلفت أمته من بعد فيمر بهذا لنهر
هامش
( 1 ) - فتوح ابن اعثم 3 / 121 .
( 2 ) - اگر منظور از بقيه احزاب ، سپاه معاويه در صفين است تعداد آنها بنابر قول مشهور هشتاد و پنج هزار نفر بوده است .