تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
از جور ظلم ايشان خلاص شوند . سالم ابن ابى حفصه طواف خانهء كعبه مىكرد و مىگفت : لبيك مهلك بنو اميه لبيك ، داود بن على بشنيد هزار دينار جايزه به وى داد . عقبة بن شداد در زمان عمر خطاب از او گريخته بود و به كوفه رفت و در روز صفين در خدمت امير المؤمنين عليه السّلام شهيد شد ، معاويه گفت كه خانهء او خراب كردند در زمان استيلاء . و معاويه چون به ميعاد ميقات رسيد و خواست كه لبيك زند مردم گفتند كه اين جاى فاضل است و على عليه السّلام اينجا تلبيه زدى معاويه به تعصب احرام نگرفت آنجا و به ميقاتى ديگر انداخت . مصنف اين كتاب گويد امروز اهل سنت تبع سنت او مىكنند و سنى را براى آن سنى گويند كه سنت معاويه نگاه مىدارند و در تعنت و تبرى از على و خاندان رسول و الا در سنت رسول جمله شريك‌اند ، و هيچ حنبلى نباشد الّا كه نقصان على گويد و جويد . و ابن المسيب گويد كه برادر مرا پسرى خدا داد وليد نام كرد چون رسول صلّى اللّه عليه و آله اين حال بدانست او را از آن منع كرد و گفت اين نام فراعنه است « لا يكونن فى امتى رجل يقاتل له الوليد ألا هو شر لامتى من فرعون لقومه » « 1 » نباشد در امت من مردى كه او را وليد گويند مگر آنكه او بدتر باشد براى امت من از فرعون براى قوم او و دو وليد نام حاكم شدند ، وليد بن يزيد ، و وليد بن عبد الملك . روزى كورى پيش حسن بصرى رفت و گفت رحمت كنيد بر كورى كه او را قائدى نباشد ، حسن بصرى گفت پس اين ساريه كوريست كه از تو بدحال‌تر ، عبد اللّه زبير با آن جمله لشكر و حشم امروز هيچ‌كس ندارد كه دست او گيرد ، و آن لعين كور شد « الحمد للّه على عماه فى الدنيا و الآخرة و استيصال بنى أميه » . داود بن على گويد و او از اكابر روزگار بود روز صفين مردى بر أهل شام لعنت مىكرد على گفت : لا تسبوا أهل الشام جما غفيرا فان فيهم قوما كارهين لما يرون بالشام ، و فيهم يكون الابدال « 2 » . لعنت مىكنيد اهل شام را به جمع بسيار چه بدرستى كه ميان ايشان
هامش
( 1 ) - بحار الانوار 18 / 126 بنا به نقل سفينة البحار 8 / 591 با اندكى اختلاف . ( 2 ) - مستدرك الصحيحين كتاب الفتن ح 8701 با اندكى اختلاف .