تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
فاش شد . الفائده الرابعه ، از صادق عليه السّلام سؤال كردند كه يا بن رسول اللّه كه تو شب قدر شناسى گفت چگونه نشناسم كه حق تعالى اين شب را براى ما پديد كرد كه هر سال در اين شب تخت كرامت نهيم و ارواح انبياء جمله و جمله ملائكه مقرب ما را بر آن تخت نشانند و يك يك آيند و احترام ما كنند و ما را سلام و تهنيت مىگويند و مىروند تا به صبح ما را از آن شب بهتر باشد از مملكت بنو اميه هزار ماهى « 1 » . و چندان كه بنو اميه را به چندين مدت از جمعى فساق حاصل شد ما را هر سال در شب قدر حاصل شود اگر فاسقى چند به ما التفات نكنند ما را چه نقصان . الفائدة الخامسه ، چون ثابت شد كه بنى اميه رومىاند نه قريشى امامت و خلافت عثمان و معاويه باطل شد زيرا كه به زعم مخالف رسول فرمود كه : الائمة كلهم من قريش « 2 » و ايشان قرشى نبودند .

فصل پنجم

عدى بن ارطاه بر منبر بصره به ناسزا گفتن على عليه السّلام شروع كرد حسن بصرى آنجا حاضر بود در گريه افتاد و گفت : و اللّه لقد سب اخا رسول اللّه ، به خدا كه سب كردى برادر رسول خداى را « 3 » . عبد اللّه بن الحرث گويد كه با عمرو بن الحجاج پيش معاويه رفتيم و اتفاق افتاد كه نزد عبد اللّه بن عمرو بن العاص هم رفتيم ، عبد اللّه گفت معاويه ما را از روايت احاديث مانع مىشود و مىگويد : و اللّه لئن حدثت لا ضربن عنقك بالسيف ، و اللّه اگر تو حديث بگوئى گردن تو به شمشير ببرم . ابن الحرث گويد من گفتم اگر گردن من بخواهد زد من روايت احاديث ترك كنم . پس گفت من روزى به نزد رسول صلّى اللّه عليه و آله بودم معاويه بگذشت دست پدر گرفته و
هامش
( 1 ) - در بصائر الدرجات اين روايت از امام محمد باقر عليه السّلام با اندك تفاوتى نقل شده است . حديقة الشيعة 1 / 475 . ( 2 ) - صحيح مسلم كتاب الامارة باب اول و شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 6 / 187 . ( 3 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 13 / 152 .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 525 | عماد الدين حسن بن علي الطبري