بود . الجواب ، عرب را عادت است كه چون غلامى را آزاد كنند و به فرزندى قبول كنند نسب عتيق يا معتق برند مثال اين چون رسول زيد بن حارثه را آزاد كرد و بمثابه فرزند مىداشت . جمله عرب او را زيد بن محمد مىخواندند ، و اين معنى در ميان اهل مكه و مدينه فاش شده بود ، و حق تعالى اين معنى را كاره بود . چون زيد زن خود زينب بنت جحش را طلاق داد و حق تعالى رسول را فرمود كه او را در عقد خود درآر تا مردم بدانند كه زيد پسر تو نيست . بلكه وارث تو فاطمه است و حسن و حسين عليه السّلام كما قال تعالى
« فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ »
( آل عمران 54 ) و اين قصه در سوره احزاب مفسران نوشتهاند
« فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
( احزاب 37 )
ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ
( احزاب 40 ) .
چون بگذشت زيد از آن لجاجت خود ، آن زن را به تو تزويج نموديم تا نباشد بر مؤمنان تنگى در خواستن زنان فرزند خواندههاىشان ، هرگاه حاجت ايشان بگذرد و هست امر خداى كرده شده نيست محمد پدر يكى از مردان شما يعنى زيد بن حارثه ليكن رسول خداست و خاتم پيغمبران ، و مراد به ابا احد دفع اين ابوت بود و به صورت عبد الشمس چون شرعى وارد نبود اميه به ابن عبد الشمس مشهور شد و اهل تواريخ ظاهر را گرفتند و اين تحقيق را نيز اهل ظاهر و محققان اهل تواريخ ذكر كردند و از ايشان به ما رسيد .
الفائدة الثانية ، چون ثابت شد كه بنى اميه رومىاند آنچه حق تعالى فرمود
الم . غُلِبَتِ الرُّومُ
( روم 1 ) ايشان بودند و مدت مملكت ايشان جمله اهل دين و صلاح مغلوب بودند و ايشان غالب و مراد از غلبه روم اين است چنان كه از ائمه صادقين روايت است « 1 » .
الفائدة الثالثة ، آنچه حق تعالى صفت شجرهء خبيثه كرد كه مالها من قرار ايشان بودند و مملكت ايشان بسيارى باقى نماند مگر هزار ماه چون اين مدت بسر آمد هلاك شدند و دولت خاندان محمد بالا گرفت و مؤمنان اظهار ايمان كردند و لعنت بر آن شجرهء خبيثه
هامش
( 1 ) - كتاب الاستغاثه فى بدع الثلاثة بنا به نقل تفسير صافى 5 / 489 و برهان 6 / 143 و نور الثقلين 5 / 381 .