بسوختند « 1 » .
و گويند كه بعد از چند سال حجر الاسود را در يمن يافتند بازآوردند و خانه را عمارت كردند اين است سنت معاويه و يزيد و لشكر شام زهى مسلمانى واى بر آن كس كه اين طايفه را مسلمان داند .
مقصود يزيد و حجاج عبد اللّه زبير بود او را بگرفتند و در مكه بر درخت كردند چون از درخت فرو گرفتند مرده بود . مادر او اسماء بنت ابى بكر ذات النطاقين كور شده بود و او در آن روز پير شده بود چون بر سر پسر رفت او را يافت دست و پاى و لب بريده و شكم شكافته و سنگ در شكم نهاده اول فرزندى كه از مهاجر آمد او بود .
حجاج لعين عبد اللّه زبير را كشت و گفت : طهرت مكة . پس معاويه تمكين يزيد كرد تا اين افعال از او صادر شد مدت چهل و هفت سال از روزگار عمر خطاب گذشته بود تا به روز مرگ يزيد لعين بعد از قتل حسين عليه السّلام .
عجب ! كه مخالف گويد : نهى النبى لعن المصلين ، و معاوية و يزيد من المصلين « 2 » .
پيغمبر نهى كرد از لعن كردن نمازگذارندگان يزيد و معاويه نمازگذارندگان بودند و با اين همه علماى معتزله علماى شيعه را لعنت كنند و ناسزا بر اهل بيت رسول گويند و با آنكه ايشان جمله نماز گذارند و معاويه و يزيد را رضوان اللّه فرستند ان شاء اللّه كه حشر ايشان با معاويه و يزيد باشد و چنين خواهد بود به موجب حديث « المرء مع من أحبه » « 3 » و عماى شيعه را حشر كنند با اهل بيت محمد صلّى اللّه عليه و آله .
صاحب حاويه گويد كه فاطمه عليها السّلام روز قيامت به عرصه قيامت درآيد جامه سبز بر دستى و جامه سرخ بر دستى فرياد برآورد كه : رب أحكم بينى و بين قاتل ولدى . يعنى حكم كن ميان من و كشندگان فرزند من كه ايشان را به چه حجت كشتند يكى را به زهر و ديگرى را به شمشير .
بدين عبارت : ان فاطمة تجيء يوم القيمة بيدها قميص أخضر ، و بأخرى قميص أحمر ، فتقول يا رب انتصف من قتلة ولدى ، لم سم أحدهما و ذبح الآخر فيحكم اللّه لها أولا
هامش
( 1 ) - الامامة و السياسة ابن قتيبه و تاريخ الخلفاء سيوطى بنا به نقل تتمه المنتهى قمى 84 .
( 2 ) - در حياة الحيوان دميرى ماده فهد فتواى غزال را راجع به منع لعن يزيد نقل كرده است ولى چنين عبارتى در آنجا نقل نشده است .
( 3 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 11 / 54 و 163 .