تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
حق تعالى خطاب به زمين كرد تا او را فرو برد « فخسفنا به و بداره الارض » و گويند چون خلق برص او را معلوم كردند غوغا كردند بر سر آن لعين او گريخت و به چاه نجاست فرو شد مردمان سر آن چاه را بگرفتند و آن چاه در دمشق مشهور است « 1 » « و أنشد فى مذمته و مدح على و آله و عليهم الصلاة و السّلام » . شعر
يهدى أسارى كربلا اى الشام و البلا * قد انتعلن بالدماء ليس لهن باعل
الى يزيد الطاغية كل داهية * من نحو نار حامية مجاهد و خادل
حتى رأى بدر الدجى رأس الامام المرتجى * بين يدى شر الورى و اللعين القاتل
يظل فى بنانه قضيب خيزرانه * ينكث فى أسنانه قطعت الأنامل
أنامل لجاهد و حاقد مراصد * مكائد معاند فى صدره طوائل
طوائل بدرية طوائل كفرية * شرها جاهلية ولت لها الافاضل
و بعد از قتل مولانا حسين عليه السّلام يزيد لعين لشكر به مدينه فرستاد و سه روز آنجا را غارت كردند تا به حدى كه مقنعه از سر قرشيات مىكشيدند و اگر در خانه مىبستند در را مىسوختند ، ابو سعيد خدرى گفت : ما كنا نسمع الاذان الّا من قبر النبى . و شش هزار آدمى را در مدينه بكشتند « 2 » و از آنجا عزم مكه كردند و عراده و منجنيق بر مكه ساختند و خانه را خراب كردند و استار كعبه را بسوختند و شمشيرى بر دوش گرفته قرآن را در پاى افكندند دو نوبت كعبه را بدين صفت خراب كردند و مكه را
هامش
( 1 ) - در مورد مرگ يزيد مطالبى گفته شده است در اخبار الدول قرمانى علت مرگ يزيد را مرض ذات الجنب و در فتوح ابن اعثم افراط در شرب خمر مىدانند . ( 2 ) - سند اين مطلب را نيافتيم .