و لا ملجأ لاحد من الخلق الى اظهار الضلالة ، و لا ملجأ لاحد من الخلق الى ارتكاب المعاصى و الطغيان .
و چگونه روا بود از امير المؤمنين اينكه دشمن خود را قوت دهد و بازدارد اصحاب خود را از قتل او زيرا كه مرد نخواند كسى را به فسق و بيرون نيايد به خلاف حق با آنكه كلام پسر او غير مخرج است اهل ايمان را به اظهار گمراهى و پناهى نيست احدى را از خلق به اظهار ضلالت و پناهى نيست احدى را از خلق به ارتكاب معصيت و طغيان .
عبارات واضح است و نيز جمله محتاج تفسير نيست و شايد كه اين كلام بر طريق استهزاء باشد كما قال تعالى :
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
( دخان 49 ) و قال :
وَ انْظُرْ إِلى إِلهِكَ الَّذِي ظَلْتَ عَلَيْهِ عاكِفاً
( طه 97 ) و قال :
فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
( هود 103 ) بچش بدرستى كه تو عزيز و حكيمى و نظر كن به خدايان خود كه هر روز بر او عاكف بودى ، پس غنى نساخت از ايشان خدايان ايشان كه مىخواندند بدون خداى ايشان را از چيزى ، و امثال اين .
و منع اصحاب او براى احتجاج باشد يا بر طريق تفضل و منت بر وى چنان كه رسول با اهل مكه كرد روز فتح ، و عفو از جانى و ترك تعجيل عقوبت دلالت رضا نباشد بر معاصى او بلكه اين دليل تأليف و استصلاح و تفضل باشد يا براى ابلاغ حجت و مزيد معصيت او .
و قال :
فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا
( مريم 87 ) تعجيل مكن بر ايشان بدرستى كه ما مهيا ساختيم براى ايشان مهيا ساختنى ، و قال :
إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً
( آل عمران 172 ) بدرستى كه بر مىسازيم براى ايشان تا زياده كنند در گناه .
و بشارت دادن قاتل او به نار ، دلالت ايمان او نباشد براى آنكه قتل معاهد عليه و قتل كافر براى تشفى خشم خويش دون ديانت و تقويت دين باشد يا براى قربت به مخلوقى يا براى عبث يا براى علامت و اظهار فجور او يا قتل مؤمنين اين جمله قاتل را موجب دوزخ است با آنكه مقتول نيز از اهل نار شد و همچنين قتل كافر كافر را الا صورت مؤمن كه يك طرف باشد چنان كه شيخ مفيد تقرير كرد در كلام خويش .
حكايت ، ابن جرموز روز جمل با عايشه بود و از اصحاب امير المؤمنين چند كس را كشته بود چون به آخر بديد كه دايره پريشان است و دولت اصحاب امير المؤمنين راست ، با بنى سعد كه با وى بودند مشورت كرد و از آنجا بيرون آمد و به احنف قيس رسيد و احنف بلخلخا به دو فرسخى از بصره اعتزال كرده بود براى قتل ، مردى بيامد و پنهان به گوش