قاضى گفت اى صبى لا شك حرب بود و ليكن ايشان توبه كردند .
شيخ گفت يا قاضى ( الحرب دراية و التوبة رواية و العاقل لا يترك الدراية للرواية ) .
قاضى گفت : من انت يا صبى ، شيخ گفت محمد بن النعمان قاضى گفت : ( انت المفيد حقا ) و بدين سبب مشهور است به مفيد « 1 » .
القصه ، چون طلحه در حرب كشته شد به دست مروان لعين به ناچار تصور توبه آنجا محال باشد با آنكه خبر فاش است از امير المؤمنين كه طلحه را با امير المؤمنين بگذرانيدند فرمود كه او را بنشانيدند گفت : يا طلحه وجدت ما وعدك ربك حقا و قد وجدت ما وعدنى ربى حقا « 2 » . يعنى اى طلحه آيا يافتى آنچه خدا وعده داده بود خداى تو را براستى و به تحقيق من يافتم آنچه وعده داده بود خداى مرا به حق .
و گويند كه چون او را بگذرانيدند گفت : لقد كان لك برسول اللّه صحبة ، لكن الشيطان دخل من منخريك فاوردك النار « 3 » . يعنى تو را با رسول خدا صحبت بود ليكن شيطان در بينى تو داخل شد و تو را به آتش داده .
و در اقاليم عالم به عمال نوشت كه مرا فتح برآمد بدين عبارت « ان اللّه قتل طلحة و الزبير على شقاقهما و بغيهما و نكثهما فهزم جمعهما وردت عائشة خاسرة « 4 » ، بدرستى كه خدا بكشت طلحه و زبير را بنا بر بدبختى ايشان و گمراهى ايشان و شكستن ايشان عهد را پس منهزم ساخت جمع ايشان را ، اگر از ايشان توبه حاصل بودى به اين عبارت ننوشتى .
و اگر مخالف در آن حال كه طلحه مىميرد اثبات توبه او كند خصم را رسد كه گويد كه ابو جهل نيز يمكن كه به توبه مرده باشد ، و همچنين كفار و فساق عالم وقت مرگ مىتوانند بود كه جمله به توبه بميرند بنابراين تكفير و تضليل هيچ كافرى و فاسقى نتوان كردن .
و مخالف روايت كند كه رسول فرمود : يا على انك ستقاتل بعدى الناكثين و القاسطين و المارقين « 5 » . يعنى اى على به درستى كه تو زود باشد كه مقاتله كنى بعد از من با شكنندگان عهد و قاسطان و مارقان ، و اين حديث دليل است كه ايشان جمله به بغى بمردند
هامش
( 1 ) - سفينة البحار 7 / 171 به نقل مجموعه ورام و مستدرك نورى .
( 2 ) - ارشاد 1 / 256 و بحار الانوار 32 / 209 .
( 3 ) - احتجاج طبرسى 1 / 381 و بحار الانوار 32 / 201 .
( 4 ) - فصول المختاره شيخ مفيد بنا به نقل نهج السعادة 1 / 85 .
( 5 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 1 / 155 و 13 / 126 و 197 .