تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
پس رسول گفت به حق آن خدا كه مرا به حق به خلق فرستاد كه جبرئيل مرا خبر داد : ان أصحاب الجمل ملعون على لسان كل نبى بعثه قبلى ، و قد خاب من افترى . يعنى به درستى كه اصحاب جمل ملعونند بر زبان هر پيغمبرى كه خداى برانگيخت پيش از من و به تحقيق زبان كرد هر كه افترا كرد . و در حال امير المؤمنين به خدمت رسول آمد . رسول چون او را بديد گفت : يا على انك المظلوم بعدى ، اى على تو مظلومى بعد از من پس روى به اصحاب كرد و گفت : أشهدكم انى سلم لمن سالمه و حرب لمن حاربه . شما را گواه مىگريم كه به صلح‌ام كسى كه با على صلح است و بجنگم با كسى كه على بجنگ است . و روى به على كرد و گفت : من حاربك فقد حاربنى ، و من حاربنى فقد حارب اللّه ، و من فارقك فقد فارقنى ، و من فارقنى فقد فارق اللّه . يعنى اى على هر كه با تو محاربه كند پس به تحقيق كه با من محاربه كرده و هر كه با من محاربه كند پس به تحقيق با خدا محاربه كرده و هر كه از تو مفارقت كند پس به تحقيق كه از من مفارقت كرده و هر كه از من مفارقت كند از خداى مفارقت كرده « 1 » . نكته ، بدان كه مذهب شيعه چنان است كه هر كه بر امير المؤمنين خروج كند يا ايذا كند او را عامدا و قاصدا او كافر است و اهل دوزخ و دليل بر اين آنكه چون اهل يمامه بر ابو بكر خروج كردند كافر شدند و محكوم عليهم به ارتداد به مذهب مخالف . و قصه اين چنان بود كه ابو بكر در زمان خلافت خود به ايشان فرستاد كه زكات بدهيد ايشان به جواب گفتند ما در زمان رسول صلّى اللّه عليه و آله زكات مال خود در اين قبيله به فقراء و مساكين صرف مىكرديم امروز نيز همچنان كنيم و اگر بدهيم به كس دهيم كه مستحق آن باشد و خليفهء رسول و قائم مقام او و آن على بن ابى طالب است و تو مستحق اين كار نيستى و به ظلم اين كار بدست گرفته‌اى جز اين كلمه چيز ديگر نگفتند و حربى ديگر نكردند و دشنام به كسى ندادند و شمشير نكشيدند . ابو بكر خالد بن وليد را بفرستاد با لشكر گران چون لشكر به ايشان رسيد از خانه‌ها
هامش
( 1 ) - اين خبر به صورت پيوسته و پشت سر هم نقل نشده است ، بلكه در احاديث مختلف نقل شده . كمال الدين صدوق 1 / 54 و 305 و مناقب ابن شهر آشوب 3 / 174 و بحار الانوار 13 / 363 - 369 و موسوعه امام على عليه السّلام 5 / 13 - 28 .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 494 | عماد الدين حسن بن علي الطبري