جواب آخر ، حق تعالى رسول را به اتفاق به مكلفان فرستاده نه به كودكان و مجانين و به اتفاق رسول او را دعوت كرد بدين كه بالغ شده باشد .
جواب آخر ، حق تعالى با رسول فرمود :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
( شعراء 214 ) يعنى پند ده خويشان نزديكتر خود را به حكم اين آيه لازم بود كه اول خويشان خود را دعوت كرده باشد زيرا كه عرف و عادت مانع است كه شخصى جهت عالميان وعظ گويد و اهل خانه خود را مهمل فرو گذارد .
با آنكه حق تعالى فرمود :
وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها
( طه 132 ) و فرمان ده اهل خود را به نماز و جهد كن بر ان و قال :
قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً
( تحريم 6 ) نگاهداريد نفسهاى خود را و اهل بيت خود را از آتش .
اتفاق است كه على عليه السّلام به معاويه نوشت و او بر على انكار نكرد .
سبقتكم الى الاسلام طرا * غلاما ما بلغت او ان علمى « 1 »
و به رسول دوشنبه بود كه وحى نازل شد و نماز بكرد و على روز سه شنبه بود كه با او نماز كرد و گويند چون على را دعوت كرد گفت مهلت بده تا با پدرم ابو طالب بگويم . رسول گفت ( يا على انها امانة ) اين امانت است . على عليه السّلام گفت ( ان كانت امانة فقد اسلمت ) « 2 » اگر امانت است پس مسلمان شدم .
عبد اللّه عباس گويد چون دعوت كرد او را به نماز و اسلام على گفت : ان هذا دين يخالف دين ابى ، حتى انظر فيه و اشاوره ابا طالب . يعنى اين مخالف دين پدر من است تا من نظر كنم در او و بابو طالب مشورت كنم .
رسول گفت : انظروا كتم ، فنكث هنيئة ثم قال اجيبك « 3 » .
يعنى نظر كن و پوشيده دار پس اندكى مكث كرد . پس گفت اجابت كردم تفكر كردن او و سر نگاهداشتن و با پدر مشورت كردن و صبر كردن و ساعتى كه دانستن كه آن كار با ديگرى نمىشايد گفتن و اظهار ناكردن دليل است كه على عليه السّلام به دليل قبول كرد نه به تقليد و كودك را تميز نباشد ميان حق و باطل .
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 4 / 324 .
( 2 ) - فصول المختاره مفيد بنا به نقل بحار الانوار 38 / 286 .
( 3 ) - فصول المختاره مفيد بنا به نقل بحار الانوار 38 / 286 .