حسن و حسين عليهما السّلام و صحابه رسول مىكرد و ديگر زنان اين معنى را روا نداشتند مخالف را شرم باد .
چون رسول اين حال را به وحى مىدانست و دانست كه خجالت او باشد كه زن او چنان كند در لشكرگاه ميمنه و ميسره و قلب راست دارد طلاق او در دست على كرد و على بدان امر امتثال نمود تا آنچنان كه خانه نداشت شوهر نيز نداشته باشد .
فصل نهم فى اسلام على عليه السّلام
على در اسلام سابق بود پيش از ابو بكر و عمر و عثمان و با ايشان و بعد از ايشان عبادت خداى تعالى كرد بلكه عبادت عالميان از بركت جهاد اوست و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله :
ضربة على خير من عبادة الثقلين « 1 » ، هرآينه ضربت على بهتر است از عبادت جن و انس و اما آنچه گويند او روز ايمان طفل بود و ايمان طفل اعتبارى نباشد .
جواب ، اگر ايمان طفل را اعتبارى نباشد پس فطرت خداى تعالى عبث بوده باشد :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
( روم 29 ) فطرت و آفرينش خداى تعالى به ايمان كه مردم را بر آن آفريده و حديث « خلقت عبادى كلهم حنفا » « 2 » آفريدم بندگان خود همه را پاكيزه دين .
و حديث « ما من مولود الّا و قد يولد على الفطرة ، و ابواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه » « 3 » هيچ فرزندى نباشد مگر آنكه به فطرت اسلام زاينده شود پس پدر و مادر او او را يهودى كنند يا نصرانى يا مجوسى با آنكه درجه نبوت بالاتر از جمله مراتب است چون نبوت كودكان جايز است ايمان اجوز باشد .
حق تعالى يحيى را پيغمبرى داد و او كودك بود كما قال تعالى :
يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
( مريم 13 ) بگير كتاب را به قوة و داديم ما به او حكم را در كودكى .
و عيسى را نبوت و كتاب داد و او كودك بود :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا
هامش
( 1 ) - بحار الانوار 39 / 2 و الغدير 7 / 234 .
( 2 ) - صحيح مسلم كتاب الجنة ح 2865 .
( 3 ) - صحيح مسلم كتاب قدر باب 6 و صحيح بخارى كتاب قدر باب 3 .