تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
خصم او را نبود ، عجب كارى بود كه دختر رسول از رسول ميراث نگيرد و دختر ابو بكر و عمر ميراث گيرند . و اگر خانه ايشان را ميراث بود و به رسول دادند در هبه رجوع نرسد ( الراجع فى هبته كالكلب يعود فى قيئه ) « 1 » رجوع‌كننده در بخشش خود چون سگى است كه قى كند و بخورد ، و نيز در اين صورت نقض عهد رسول بود . استدلال دوم ، حق تعالى رخصت نداد كه يك ساعت در خانهء رسول بنشينند و جمعى كه اين معنى مىكردند ايشان را منع كرد و تأديب فرمود پس چگونه بىاجازت خدا و رسول آنجا بخفتند و به آخر گفت :
إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ
( احزاب 53 ) چه بدرستى كه آن نشستن ايذاء دهد پيغمبر را و در حق موذيان رسول گفت :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
( احزاب 57 ) . وجه آخر ،
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ
( حجرات 2 ) و اين سنت هنوز باقى است كه قرا در مسجد رسول به واسطهء احترام و امتثال امرا و آواز بلند بر نياوردند ، و ايشان كلنگها و بيلها كشيدند در حضرت رسول و بساط نبوت بر زمين صلب مىزدند چنان كه آواز و صداى آن به نميهء مدينه مىرسيد خداى تعالى شرم دهاد ايشان را . رسول تا زنده بود از ايشان در زحمت بود و بعد از رحلت بدتر از آن و قال تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
( حجرات 4 ) آنان كه تو را از پس ديوار ندا مىكنند اكثر ايشان بىعقل‌اند . حق تعالى نخواست كه رسول را از بيرون حجره آواز دهند چگونه شايد كه در خانهء او خفتند و آن آوازها چون زلزله و صاعقه در آنجا نهند . بينه ، بعد از رحلت رسول صلّى اللّه عليه و آله زنان او در حجره‌ها كه در حال حيات رسول آنجا ساكن بودند بعد از رسول نيز آنجا ساكن بودند به مضمون
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ
( احزاب 33 ) و قرار گيريد در خانه‌هاى خود الّا عايشه كه رسول او را از خانه بيرون كرد . و سر اين آن بود كه او مىدانست كه بعد از او بر شتر سوار شود و به جهاد رود و غزا كند تا ثواب حاصل كند پندارى فضيلت او بر ديگر زنان بدين درجه بود كه او قصد على و
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى كتاب هبه باب 30 و صحيحى مسلم كتاب هبات باب 2 با اندكى اختلاف .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 479 | عماد الدين حسن بن علي الطبري