* باب بيست و سوم * عثمان و ابا ذر الغفارى رحمة اللّه عليه
امام صادق عليه السّلام گويد سبب طرد ابو ذر غفارى آن بود كه روزى ابو ذر به پيش عثمان رفت صد هزار درهم نزد او نهاده بود . بنو اميه به طمع آن دراهم گرد او درآمده بودند .
ابو ذر گفت يا عثمان اين چيست گفت صد هزار درهم در بيت المال است مىخواهم كه چندين ديگر به او ضم كنم و آنجا كه خواهم صرف كنم .
ابو ذر گفت يا عثمان ياد دارى كه روزى من و تو پيش رسول رفتيم او را حزين يافتيم روز ديگر هم نزد او رفتيم او را خرم يافتيم من گفتم يا رسول اللّه جان من فداى تو باد سبب فرح امروز چيست و حزن ديروز چه بود .
رسول عليه السّلام فرمود بيت المال قسمت كرده بودم چهار هزار دينار بماند جهت خوف آنكه به جهت آن چهار هزار دينار مبادا كه ملوم باشم حزين بودم امروز او را صرف كردم خرم شدم به حقيقت كه صد هزار درهم بيش از چهار هزار دينار باشد .
كعب الاحبار پيش عثمان حاضر بود ، عثمان روى به او كرد و گفت يا كعب چه حرج باشد بر كسى كه آنچه بر او واجب باشد بدهد و باقى را بنهد . كعب گفت چون مال واجب داد باقى را اگر خواهد خشت طلا و نقره كند و يك خشت از طلا و يكى از نقره بنهد .
ابو ذر گفت اى جهود به چه حجت تو از كجا و نظر كردن در كار اسلام از كجا حق تعالى تو را تكذيب كرده حيث قال :
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ * يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ
( توبه 35 - 34 ) .
آنان كه ذخيره مىكنند طلا و نقره را و نفقه نمىكنند آن را در راه خدا پس بشارت ده ايشان را به عذاب دردناك روزى كه بتابانند در آتش دوزخ پس داغ كنند به آن