تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
رسول گفت : نحن معاشر الانبياء لا نرث و لا نورث ، و الامامة و النبوة لا تجتمع فى بيت واحد . اگر من لائق اين كار نبودم چرا در آن كار مرا بردند پس رفتم تا فعل او باطل بود با اين حديث دروغ و مدت خلافت او ده سال و هفت ماه و هفت روز گويند كه عمر او شصت و سه سال بود « 1 » .

فصل سوم فى خلافة عثمان

چون خلافت بر عثمان مقرر شد سفير فرستاد و مروان حكم را بخواند و وزارت به او داد و مروان از طريدان رسول صلّى اللّه عليه و آله بود از جهت آنكه آن لعين هجو رسول كرده بود . رسول فرمود كه من نمىخواهم كه مروان را ببينم او را از شهر براند و به دهى فرستاد در بيست فرسنگى از مدينه « 2 » . چون ابو بكر خليفه شد او را بيست فرسنگ ديگر براند چون نوبت خلافت به عثمان رسيد بازخواند او را و وزارت به او داد و از اينجاست كه گفته‌اند « آوى طريد رسول اللّه و طرد ابا ذر حبيب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله » .
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 1 / 147 . ( 2 ) - آنچه كه پيامبر ( ص ) فرموده ، در حق پدر مروان بوده است . بحار الانوار 31 / 170 به نقل شافى سيد مرتضى 4 / 270 و الغدير 8 / 288 به نقل انساب الاشراف بلا ذرى 5 / 27 .