تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
حيله حرب گردد لشكر و امراى لشكر بايد كه براى ايشان كنند كه رأى ايشان در اين باب به صواب باشد . چون لشكر اسلام در مقابل لشكر شهريار فرود آمد حق تعالى خوفى در دل ايشان انداخت سخت ، شهريار فرمود تا خندقى بكندند بر حوالى لشكر و آب در آنجا انداختند از خوف لشكر اسلام و لشكر آغاز حرب كردند . نعمان با عمرو مشورت كرد كه تدبير چيست كه ايشان را روز به روز مدد و علوفه مىرسد و ما را مدينه دور است و زاد ما به آخر رسيد عمرو گفت رأى آن است كه ما فردا برخيزيم و آوازه در دهيم كه ملك عرب متوفى شد تا ايشان دلير شوند و از خندق بيرون آيند و با ما حرب كنند ما قلب آراسته روى به هزيمت نهيم صف زده چون ايشان نزديك ما رسند روى بازپس كنيم و قتال كنيم . روز دوم چنان كردند لشكر شهريار به دنبال لشكر اسلام بيامدند تا حرب كنند شب درآمد قرار كردند كه فردا حرب كنند صبحگاه نعمان سوار شد و عمامه سفيد بر سر نهاد و گرد لشكر برآمد و مردم را ترغيب كرد به حرب و گفت اى مردمان حميت عرب به جاى آورده و از براى خدا و رسول بكوشيد كه حوزهء اسلام به شما قائم است و اگر عياذا باللّه شما را هزيمت واقع شود از شما يك تن به مدينه نرسد كه مسافتى دراز در پيش است برخيزيد و تنگ اسبها سخت گردانيد و در سايه اسبان بنشينيد تا باد صبا وزيدن گيرد ما برخيزيم و رسم عرب بگذاريم و حرب به رسم عجم كنيم يعنى جمله يك بار حمله بريم هر سى هزار مرد با نيزه‌ها باشد كه ما را غلبه بود و اگر مرا كه نعمانم واقعه رسد نگذاريد كه دشمن بداند كه من كشته شده‌ام . ايشان از او قبول كردند اتفاقا نعمان در حرب كشته شد حذيفه سلب او درپوشيد و نگذاشتند كه لشكر عجم بدانند كه نعمان كشته شد و او را پنهان كردند . طلحة بن خويلد گفت اى دوستان بيائيد تا شام را به بهشت رويم كه « الرواح الى الجنة » سى هزار نيزه بر بناگوش اسبان نهيم و به يك حمله بر قلب ايشان زنيم . عجميان چون قلب راست كردند بانگ و غلبه عظيم برآوردند كه خوفى در لشكر اسلام افتاد برأى طلحه حرب كردند به حمله اولى ايشان را هزيمت دادند . فيروز كه
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 454 | عماد الدين حسن بن علي الطبري