تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
بيايد به نزد خداى به دل سلامت از كفر و غير پندارى . و هم عبد اللّه اين آيه نخوانده بود :
وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ
( انعام 94 ) و حيث قال :
وَ لَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِي الْأَرْضِ لَافْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
( يونس 54 ) . اما آنچه گفتند كه نبيذ بخورد او داند نبيذ اسم خمريست مشهور و هذا مسلم و ليكن آنچه گفتند نبيند حلو غير المسلم ليكن به اعتبار يا جواز خطا شايد اين چيزها صادر شود يا تقدير بر آن رفته باشد چنان كه اهل سنت و جبريان گويند كه ايشان شيعهء اين خليفه‌اند .

رواية اخرى فى قتل عمر

شهريار بن يزدجرد پادشاه ملك عجم سيصد و سى هزار مرد جمع كرد به عزم آنكه به مدينه آيد و با عمر مصاف كند چون عمر اين خبر بشنيد بترسيد بر منبر برآمد و خطبه بخواند و به آخر گفت اى اصحاب با شما مشورت مىكنم در كار شهريار و محاربت با او . عثمان برخاست و گفت تو مردى مباركى به نفس خود بيرون رو و با او حرب كن كه مظفر و غالب آئى ، عمر را از او اين سخن نيك نيامد ديگرى برخاست و گفت اى خليفه لشكر بفرست . عمر آن هم قبول نكرد و توقع داشت كه امير المؤمنين عليه السّلام در اين باب رأى زند و على عليه السّلام چيزى در اين باب نگفت . عمر از منبر به زير آمد و به خدمت على رفت و گفت : الرأي عندك يا أبا الحسن . على عليه السّلام گفت چون تو بر اسلام خائفى من رأى مىزنم كه به لشكر روم و فارس و اهواز و ساير بلاد كه لشكر اسلام در آنجاست رسولان بفرست و از هر جا نيمهء لشكر را نزد خود بطلب و يك نيمه در مقابل عدو بگذار و تو در مدينه ساكن باش و لشكر بفرست كه حق تعالى وعده داده است كه دين را بر كفر غلبه دهد . حيث قال :
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ *
( توبه 33 ) . عمر رأى على را قبول كرد در حال رسولان فرستاد و از هر جا كه لشكر بود يك نيمه را بازخواند سى هزار مرد جمع آمدند . نعمان مقرن را بر ايشان امير كرد و گفت اگر نعمان را بكشند امير حذيفه باشد ، و اگر حذيفه هم مقتول شد جابر بن عبد اللّه امير باشد . على عليه السّلام گفت عمر و معدى كرب و طلحة بن خويلد را با اين لشكر بفرست و هر چه به