شاك نه ام كه اگر سالم غلام حذيفه زنده بودى او اهليت امامت داشتى .
و از اهل بيت رسول خاصه امير المؤمنين شرم نداشتى با عصمت و طهارت او تفكر نكردند آن قوم كه كار امامت با شورى انداختند كه نه به قول خداى بود و نه به قول رسول و از اين عجبتر كه گفت كه اگر سه كس با جانبى روند و سه با جانبى حق به آن جانب بود كه عبد الرحمن عوف در آن بود زيرا كه دانست كه عبد الرحمن بن عوف ميل به عثمان كند نه با على عليه السّلام زيرا كه ميان على و عبد الرحمن عداوتى بوده و ميان عثمان و عبد الرحمن صداقتى و قرابتى و فرمود كه آن سه تن كه عبد الرحمن در ميان ايشان نباشد اگر مخالفت كنند ايشان را بكشند و غرض او قتل على عليه السّلام بود .
و اعجب منه جمعى كه رسول خبر داده بود به زعم خصم كه ايشان اهل جنتاند رخصت بداد به قتل ايشان بىجريمه و استحقاق عظيم دليرى باشد در كار دين و نظر نكرد كه حق با عبد الرحمن چگونه بود با آنكه از رسول صلّى اللّه عليه و آله شنيده بود كه فرمود « على مع الحق و الحق مع على يدور حيثما دار » « 1 » .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار 38 / 26 - 40 .