مىگفت : حسين را لب ودندانى نيكو بود . « 1 » أبو برزه اسلمى گفت : واي بر تو اى يزيد ! خداى داند كه بسى ديدم كه رسول همين لب ولبهاى برادر أو حسن را مىبوسيد ومىمكيد ومىفرمود : شما هر دو سيّد جوانان أهل بهشت باشيد وبر كشندهء ايشان بسى نفرين مىكرد . يزيد در خشم شد وبرافروخت وبفرمود تا أو را بيرون كشيدند وبراندند . « 2 »
خطبهء حضرت زينب در مجلس يزيد
زينب دختر أمير المؤمنين على برخاست وخداى سبحانه را بستود وبر رسول وآل أو درود فرستاد وگفت :
« خداى تعالى راست گفت در آنجا كه فرمود « ثمّ كان عاقبة الّذين أساءوا السّوأى ان كذّبوا بآيات اللّه وكانوا بها يستهزءون » . « 3 »
وتو اى يزيد در اين حالت كه أقطار زمين وآفاق آسمان بر ما گرفته وما خويشتن مىنگريم كه چون أسيران روم وافرنج ، « 4 » خوار وبىغمگساريم ، چنان گمان مىبرى كه ما را در نزد خداى تعالى خوارى است وتو را كرامتي ؟ واين معنى از زيادت منزلت وشأن تو بوده واز اين روى به شادى وسرور ، بيني بالا گيرى « 5 » وهر سوى خويش درنگرى كه دنيا را براي خويش مهيّا ديده وأمور را منتظم ؛ وملك
و
هامش
( 1 ) . اللهوف ص 214 ؛ أعيان الشيعة ج 1 / 616 ؛ مقاتل الطالبيّين ص 122 و 123 .
( 2 ) . همان منابع .
( 3 ) . الروم : 10 « سپس عاقبت كساني كه مرتكب بديها شدند اينكه آيات خدا را تكذيب كردند وآنها را به سخريه گرفتند » .
( 4 ) . روم وافرنج در أصل عربى خطبه موجود نيست ومؤلف آن را در شرح كلمه أسير ، آورده است .
( 5 ) . بيني بالا گرفتن : مغرور ومتكبر شدن