كشتن حسين راضى نبودم وبدين چند بيت تمثّل كرد : « 1 »
تفلّق هاما من رجال اعزّة * علينا وهم كانوا اعفّ واصبرا « 2 »
وأكرم عند اللّه منّا محلّة * وأفضل في كلّ الأمور وافخرا « 3 »
قضارا « 4 » جالوت كه حبرى از أحبار يهود بود ، آنجا حاضر بود . چون اين حالت بديد ، آن سر بشناخت گفت : بازگوييد به چه جرم پسر پيغمبر خويش بكشتيد ؟
يزيد گفت : حسين مردم را به طاعت خويش خواند وخلقي بدو گرويدند .
بفرموديم تا والى بصره وكوفه ، عبيد اللّه بن زياد با أو درانداخت وفيروز گشت وأو را بكشت وآتش اين فتنه خاموش كرد .
جالوت گفت : نفرين باد شما را ! چه بد امّت كه شماييد ! پسر پيغمبر خويش مىكشيد كه أو دعوى خلافت مىكرد ومىخواستى فتنه كند ؟ ! پس از مصطفى كيست كه منصب خلافت بر أو شايستهتر بود ، از نور ديده وفرزند أو ؟ ! هرآينه ميان من وداوود نبي يكصد وسى پدر گذشته وامروز يهود به بزرگى مرا همىستايند ودر خاكپاى من ميمنت همىدانند وبدان تبرّك مىجويند ، ديروز پيمبر شما گذشته « 5 » است وامروز بر سلالهء پاك وفلذهء جگر أو برجستيد « 6 » وبكشتيد ؟ نيستى وهلاك باد شما را ودين شما را .
هامش
( 1 ) . الفتوح ص 916 .
( 2 ) . در برخى منابع ، اين بيت به اين صورت آمده :يفلّقن ( نفلّق ) هاما من رجال اعزّة * علينا وهم كانوا اعقّ واظلمامىشكافند ( مىشكافيم ) سرهاى مردانى بزرگ وعزيز ولى ايشان نسبت به ما نافرمانى وستم كردند . ومعناى مصراع دوم از بيت داخل متن چنين مىشود : وحال آنكه عفيفترين وصبورترين بودند .
ر . ك : تجارب الأمم ج 2 / 75 ؛ طبري ج 3 / 340 ؛ ارشاد ص 246 ؛ عقد الفريد ج 5 / 123 .
( 3 ) . جايگاهى والاتر از ما نزد خدا دارند ودر همهء أمور برتر وبا افتخارترند .
( 4 ) . اتفاقا
( 5 ) . گذشتن : مردن
( 6 ) . برجستن : پريدن