تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
يزيد گفت : اگر رسول نگفته بودى « من قتل معاهدا كنت خصمه يوم القيامة » « 1 » هرآينه تو را بكشتمى كه حشمت ما نگاه نداشتى وبر خلاف أدب سخن زدى . جالوت گفت : چگونه بيني كه رسول به روز بازپسين ، با كشندهء معاهدى خصمي كند وكشندهء فرزند خويش بازگذارد ؟ ! لا واللّه هرگز اين نكند . آن‌گاه روى بدان سر مبارك كرد وگفت : فردا در پيش نياى خويش محمّد مصطفى ، گواه باش كه من گواهى همىدهم كه معبودى بحق ، جز خداى سبحانه نيست ومحمّد بندهء أو وپيمبر اوست . يزيد گفت : اكنون كه بدين دين درآمدى ، خون تو روا بود وبفرمود تا سر أو برداشتند . ويزيد روى فرا جمع كرد وگفت : اين است حسين بن علي كه پيوسته خود همىستودى واز جدّ وپدر ومادر خويش مىگفتى وبدان فخرها همىكردى وعاقبت جان در سر اين سخنان كرد . آرى ، جدّ أو محمّد مصطفى است ، صفوت عالم وخيرهء بني آدم است ومادر أو فاطمه دختر رسول است وبتول عذرا ؛ ولى پدر أو در منصب خلافت با پدر من درانداخت وظفر ، پدر مرا بود وخداى تعالى اين منصب بزرگ ورتبت عالي أو را ارزانى داشت واينكه گفتى من خود از يزيد بهترم ، گويى اين آيت از كلام مجيد نشنيده بود : « قل اللّهمّ مالك الملك تؤتى الملك من تشاء وتنزع الملك ممّن تشاء وتعزّ من تشاء وتذلّ من تشاء بيدك الخير انّك على كلّ شئ قدير » . « 2 » ويزيد چوبى از خيزران در دست داشت وآن چوب بر لب ودندان امام مىزد و
هامش
( 1 ) . هر كس همپيمانى را بكشد من روز قيامت دشمن أو خواهم بود . در بحار الأنوار به جاى قتل ، ظلم آمده است ، ج 74 / 21 . ( 2 ) . آل عمران : 26 « بگو اى خداوند ! كه فرمانروايى تو راست ، هر كه را خواهى فرمانروايى دهى واز هر كه خواهى فرمانروايى بستاني ، هركه را خواهى عزيز گردانى وهر كه را خواهى خوار سازى ، خوبى به دست توست وتو بر هر چيزى قادرى » .