سلطان كه از آن ما بود براي خويش صافي ، آرامگير ؛ مگر اين آيت فراموش كردهاى « ولا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لأنفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما ولهم عذاب مهين » . « 1 »
اى پسر مردم طليق ! « 2 » اين از عدل باشد كه تو خود ، زنان وكنيزان خود را در پس پردهدارى ودختران رسول خداى را ، برهنه بر صفت اسراى كابل وافرنج در شهرها برانى ودر بازارها بگردانى كه مردم مناهل « 3 » ومناقل « 4 » در ايشان نگرند وقريب وبعيد ووضيع « 5 » وشريف ، رويهاى ايشان ببينند ؟ وچگونه از چون تويى اميد مراقبت توان داشت ؟ از آن كس كه كامش ، جگر پاكان فروفكنده « 6 » وگوشتش با خون شهيدان برآمده « 7 » وچگونه در معادات آل رسول آهسته تواند بود ؟ آن كس كه بديشان با چشم خصومت همىنگرد وبا اين همه ، چون مردمى كه گناهى نكردهاند وجنايتي عظيم نشمرده ، همىگويي :
واهلّوا واستهلّوا فرحا * ثمّ قالوا يا يزيد لا تشل « 8 »
وبا چوبدست خويش ، ثناياى أبى عبد اللّه سيّد جوانان بهشت را همىزنى ؟ ! آرى ، چگونه نگويى ونكنى :
هامش
( 1 ) . آل عمران : 178 « آنان كه كافر شدند گمان نبرند كه مهلت ما به آنها به سود آنان است ، بلكه به ايشان مهلت دهيم تا گناه خود فزون كنند وايشان راست عذابي خواركننده » .
( 2 ) . اشاره است به آنان ( از جمله أبو سفيان جدّ يزيد ) كه حضرت رسول أكرم صلّى اللّه عليه وآله وسلم در فتح مكة آزادشان فرمود واز خون آنها درگذشت .
( 3 ) . جمع منهل : سرچشمه ، آبخور
( 4 ) . جمع منقل : راه كوهستانى
( 5 ) . وضيع : پست وفرومايه
( 6 ) . فروفكندن : پايين انداختن ، بلعيدن
( 7 ) . اشاره به واقعه أحد دارد كه آن روز هند مادر معاوية وجدهء يزيد ، جگر عموى پيامبر صلّى اللّه عليه وآله وسلم را به دندان گزيد وخواست فرودهد ، نتوانست وبيرون افكند پس از فرزند هند جگرخوار چه اميد است ؟
( 8 ) .كاش بودند وبگفتندى شاد * دست تو ، درد مبيناد يزيد