تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

أهل بيت در شام

وتمام روز آن حرم محترم وذرّيت أطهار را گرد كوچه‌ها برآوردند ودر بازارها بگردانيدند وبر گذرها بداشتند تا به بارگاه يزيد رسانيدند ومروان بن حكم در كنار أو بود . يزيد بپرسيد كه با حسين بن علي چه كرديد ومهمّ أو بر چه صفت گذشت ؟ گفتند : با هيجده تن از عشيرهء خويش وپنجاه واند تن ديگر از قبايل عرب به عراق رسيد وما به فرمان أمير عبيد اللّه زياد أو را پذيره شديم ونخست أو را به طاعت وتباعت « 1 » أمير المؤمنين خوانديم ، سرباز زد ، لا جرم با أو درانداختيم وعاقبت ، أو وجملگى ياران أو را بكشتيم وسرهاى ايشان بر فراز نيزه كرديم وبر بدن ايشان اسبان تاختيم وبا سمّ ستوران ، استخوانهاى بر وآغوش ايشان خرد درهم شكستيم وزنان وپردگيان أو را بر اين صفت كه أمير المؤمنين همىبيند أسير كرديم وأثاث ومتاع أو به غارت داديم وبسيارى بسوختيم واينك بدنهاى ايشان سليب « 2 » وعريان در خاك وخون آغشته است وبرابر آفتاب افتاده وآفتاب بر آنها همىتابد وبادها بر آن همىوزد ووحش وطير را از گوشت وپوست ايشان نصيبي تمام باشد . مروان حكم از شنيدن اين كلمات در اهتزاز آمد وسر مبارك امام را برگرفت و
هامش
( 1 ) . متابعت ( 2 ) . برهنه وبىجامه