تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
گفتند : سيبور . گفت : خداى سبحانه آب ايشان گوارا كند ونرخهاى ايشان سبك گرداند « 1 » ودست ستمكاران از ايشان بازدارد واگر دنيا به ظلم وجور آكنده شود ، ايشان را جز عدل وداد نرسد . وچون به حمى رسيدند ، مردم بشوريدند ودرها ببستند وبر فراز سور برآمدند وسوگندها ياد كردند كه تا جان دارند ، نگذارند تنى از ايشان بدان شهر فراز آيد وايشان بر جانب حمص « 2 » شدند . مردم حمص به ممانعت خيره شدند وشانزده تن از ايشان بر در حمص بكشتند وايشان با خوفي هرچه تمامتر جانب بعلبك شدند . والى بعلبك بفرمود تا ايشان را بار دهند « 3 » وبه اعزاز واكرام ، تلقّى « 4 » كنند . فوجى از مخانيث « 5 » شهر با آلات لهو وأنواع معازف « 6 » بيرون شدند ورايتها برافراشتند ودهل كوبيدن گرفتند . امّ كلثوم فرمود : اين شهر را چه گويند ؟ گفتند : بعلبك . گفت : خداى تعالى ، زرع وحرث « 7 » ايشان ببرد وآبهاى ايشان ناگوار كند وظالمان را بر ايشان دست دهد واگر همهء دنيا به عدل وداد آكنده بود ، ايشان را جز ظلم وبيداد نرسد . چون از بعلبك كوچ كردند ، شبانگاه به صومعهء راهبى رسيدند ، امام علي بن
هامش
( 1 ) . ارزانى وفراوانى نعمت دهد . ( 2 ) . مدينه‌اى است حصينه به زمين شام ر . ك : ترجمهء آثار البلاد ج 1 / 238 ( 3 ) . پذيرا شوند . ( 4 ) . استقبال وپيشباز رفتن ( 5 ) . جمع مخناث : مطربان ومغنّيه‌ها وزن صفتان ( 6 ) . جمع معزفه : آلات موسيقى مانند نى وعود ، به مطلق لهو وملاهي هم گفته مىشود . ( 7 ) . كشتزار