تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
بفرمود :
كم تنصبون لنا الاقتاب عارية * كانّنا من بنات الرّوم في البلد « 1 »
أليس جدّى رسول اللّه ويلكم * هو الّذى دلّكم قصدا إلى الرّشد « 2 »
يا امّة السّوء لا سقيا لربعكم * الّا العذاب الّذى احنى على الكبد « 3 »
مردم معرة ايشان را پيش بازآمدند واز مطعوم ومشروب همگنان را نزلها نهادند . وچون به سيبور رسيدند ، امام علي بن الحسين اين شعرها بخواند :
ساد العلوج فما ترضى به العرب * وصار يقدم رأس الامّة الذنب « 4 »
يا للرجال وما يأتي الزّمان به * من العجيب وما في مثله عجب « 5 »
آل الرّسول على الاقتاب عارية * وآل مروان تسرى تحتهم نجب « 6 »
جوانان سيبور به يارى آل رسول برخاستند ، مردى سالخورده در ميان جمع بايستاد وگفت : اى مردم ! فتنه مجوييد وقوم را راه دهيد كه اين فتنه را عاقبت نيكو نباشد . جوانان گفتند : به خداى هرگز اين نشود والبتة راه ندهيم واگر همه را سر برود ، جان دريغ نداريم . وبر اين بسنده نكردند وساز وسلاح بر تن راست كردند وسر راه بر ايشان بگرفتند وآغاز مجالدت « 7 » ومطاردت « 8 » نمودند . حربي سخت برخاست وششصد تن از آن مخاذيل ، مقتول ومخذول ماند . امّ كلثوم فرمود : اين شهر را چه گويند ؟
هامش
( 1 ) . گويى ما دختران رومى هستيم كه بر پشت اسبان وشتران بىزين وبىمحمل ، از اين سوى به آن سوى مىبريد . ( 2 ) . واي بر شما ! آيا جدّ من رسول خدا نيست ؟ ! آنكه شما را از گمراهى به سعادت رهنمون شد ؟ ( 3 ) . اى أمت زشت كردار ! هرگز سرزمين شما سيراب نشود جز عذابي كه بر جگرهاتان فرود آيد . ( 4 ) . مردى شرور وكافرى گرگ صفت كه عرب بر حكومت أو راضى نيست ، به فرمانروايى رسيد ودم امّت بر سر امّت پيشى گرفت . ( 5 ) . شگفتا چه مردانى ! كه زمان مانند آنها به خود نديده است . ( 6 ) . خاندان رسول خدا بر پشت اسبان وشتران برهنه در حركتند وحال آنكه آل مروان بر بهترين اسبان وشتران سوارند . ( 7 ) . جدال ودرگيرى ( 8 ) . طرد كردن ، دفع كردن ، دور ساختن