تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
صال اللئام علينا بعد ما علموا * انّا بنات رسول بالهدى آت « 1 »
يسيّرونا على الاقتاب عارية * كانّنا فيهم بعض الغنيمات « 2 »
أعزز عليك رسول اللّه ما صنعوا * باهل بيتك يا نور البريّات « 3 »
وهمچنين مراحل ومنازل پيمودن گرفتند وبر حسب فرمان عبيد اللّه ، در اذلال حرم وارهاق أسيران ، تقصير نمىكردند . چون به ارمينا رسيدند وآن شهري معمور « 4 » بود ، عموم پيران وجوانان وزنان پرده‌نشين بيرون دويدند وبر سر مبارك حسين بگريستند وبر پدر وجدّ أو درود مىگفتند وبر كشندگان أو لعن ونفرين مىكردند ، وايشان بدان جايگاه نتوانستند زيست . به راه موصل شدند وبه والى موصل كس فرستادند واز مقدم آل رسول خبر دادند ، وأو همهء مردم را بخواند وگفت : پذيره « 5 » شويد واين جمع را پيش بازرويد ونزلى « 6 » لايق نهيد . مردى در ميان جمع بايستاد وگفت : واي بر شما ! اين سر حسين بن علي است كه به دمشق همىبرند واين أسيران ذرّيت آل رسولند كه به پاكى ايشان كلام مجيد گواه است . چهار هزار تيغ زن فرآهم شدند وسوگند ياد كردند كه با سپاه عبيد اللّه مصاف دهند وسر مبارك امام وسباياى « 7 » آل رسول را از ايشان بازستانند . آن مخاذيل را خبر شد وبه راه نصيبين شدند وبه نصيبين فرود آمدند وسرها و
هامش
( 1 ) . نامردمان پست بر ما يورش آوردند پس از آن كه مىدانستند ما دختران رسول خدا پيام‌آور هدايت هستيم . ( 2 ) . ما را بر پشت برهنهء شتران از اين سو وآن سو مىبرند گويى ما غنايم جنگى آنها هستيم ! ( 3 ) . اى رسول خدا ! واى نور آفريدگان ! چه گران است بر تو آنچه با أهل بيت تو كردند ! ( 4 ) . آباد ( 5 ) . استقبال كردن وپيشباز رفتن ( 6 ) . طعام ، هديه ( 7 ) . أسيران