ايّها القاتلون جهلا حسينا * أبشروا بالعذاب والتّنكيل « 1 »
كلّ أهل السّماء يدعو عليكم * من نبىّ ومالك وقبيل « 2 »
قد لعنتم على لسان ابن داود * وموسى وصاحب الإنجيل « 3 »
أهل بيت در مسير شام
وچون يزيد بن معاوية اين خبر بشنيد ، حالي به عبيد اللّه نوشت كه سرهاى كشتگان آل رسول را با جملهء زنان وكودكان آل على به شام فرستد ودر حفظ وحراست ايشان ، شرط احتياط ومراقبت ، به كار برد .
أبو مخنف گويد : عبيد زياد ، شمر ذي الجوشن وخولى را بخواند ويك هزار وپانصد سوار در اعتداد ايشان كرد وگفت : تا حريم آل رسول وسرهاى كشتگان آن خاندان را با ارهاقى « 4 » هرچه تمامتر به شام برند وبه هر شهر وقريه ، گرد بازارها بگردانند وآن ذرارى « 5 » پاك ودرارى « 6 » تابناك را به همهء مردم بنمايند واز بىحفاظى وغدر وسوء عشرت وهتك حرمت ، هيچ فرو نگذارند « 7 » .
چون به قادسيّه رسيدند ، امّ كلثوم آواز به گريه بلند كرد وبخواند :
ماتت رجالي وافنى الدّهر ساداتي * وزادنى حسرات بعد لوعات « 8 »
هامش
( 1 ) . اى قاتلانى كه حسين را از سر جاهليّت كشتيد ، مژده باد شما را به شكنجه وبدبختى .
( 2 ) . أهل آسمان شما را نفرين كنند ، از نبىّ وولىّ وشهيد .
( 3 ) . شما بر زبان سليمان بن داوود وموسى بن عمران وعيسى بن مريم لعنت كرده شديد .
ر . ك : اللهوف ص 207 ؛ مثير الأحزان ابن نما ص 51 ؛ الكامل ج 4 / 36 ؛ طبري ج 3 / 343 ؛ ارشاد ص 248 ؛ سالار كربلا ( ترجمه مقتل مقرّم ) ص 536 .
( 4 ) . ستم كردن ، سخت گرفتن
( 5 ) . جمع ذريّه : فرزندان
( 6 ) . جمع درّى : درخشنده
( 7 ) . كوتاهى نكنند .
( 8 ) . مردان ما كشته شدند وروزگار سروران ما را نابود كرد وحسرتها از پى سوزشها بر من افزود .