تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥

باخبر شدن مردم مدينه

عبيد اللّه به اقطاع « 1 » واصقاع « 2 » ولايات ، مسرعان « 3 » دوانيد وعالميان را از آن مصيبت موحش ورزيّت هايل خبر داد . ودر آن جمله به عمرو بن سعيد العاص ، والى مدينه نامه كرده بود وأو را به شهادت حسين بن علي بشارت داده . عمرو بن سعيد بر منبر شد وخطبه كرد ومردم مدينه را از آن واقعهء هايل خبر داد وبر يزيد ثنا كرد وگفت :
انّها لدمة بلدمة * وصدمة بصدمة « 4 »
كم خطّة بعد خطّة * وموعظة بعد موعظة « 5 »
حكمة بالغة فما تغنى النّذر « 6 »
خداى داند كه بسى دوست داشتمى كه سر أو بر تن أو بودى وجان أو در كالبد أو . ما را دشنام مىدادى وما آفرين مىگفتيم ؛ واز ما مىبريدى وما بدو مىپيوستيم ؛ ولى چه توان كرد كه أو بر قصد جان ما بود وما را به ضرورت ، حفظ جان بايست كرد . عبد اللّه بن سائب برخاست وگفت : اگر فاطمه زنده بودى وبر سر بريدهء حسين
هامش
( 1 ) . جمع قطعه يعنى منطقه ( 2 ) . جمع صقع ، نواحي زمين را گويند . ( 3 ) . سواران تندرو ( 4 ) . اين ضربه‌اى در مقابل ضربه‌اى است وصدمه‌اى در برابر صدمه‌اى است . ( 5 ) . چه بسا أحوالي پى أحوالي وچه پندى پى پندى . ( 6 ) . حكمتى است بليغ اما اين ضربه‌ها وپندها بيم رسانندگان را بىنياز نكند !