تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
نگريستى البتّه بر أو بگريستى وجزع فراوان كردى . عمرو بن سعيد گفت : تو را با فاطمه چه كار كه پدر أو عمّ ما بود وشوى أو برادر ما وپسر أو پسر ما واگر فاطمه بودى هرآينه چشم أو مىگريستى وجگر أو مىسوختى ، ولى آن را كه حفظ جان خود خواست وأو را بكشت ، ملامت نكردى . مردم مدينه خاصه آل هاشم از شنيدن اين خبر ناله ونفير برآوردند وگريبانها چاك كردند . وچون عمرو بن سعيد ، آن ناله وعويل از زنان هاشم بشنيد ، اين بيت از عمرو بن معديكرب بخواند :
عجّت نساء بنى زياد عجّة * كعجيج نسوتنا غداة الأرنب « 1 »
وگفت : هذه واعية بواعية عثمان . « 2 » زينب دختر عقيل بر حسين ندبه مىكرد ومىگفت :
ما ذا تقولون ان قال النّبىّ لكم * ما ذا فعلتم وأنتم آخر الأمم « 3 »
بعترتي أهل بيتي بعد مفتقدى * منهم أسارى ومنهم ضرّجوا بدم « 4 »
ما كان هذا جزائي إذ نصحت لكم * ان تخلفوني بسوء في ذوى رحمي « 5 »
چون شب برآمد ، مردم مدينه در ميان زمين وآسمان ندايى شنيدند كه كسى مىگفت :
هامش
( 1 ) . زنان بنى زياد شيون وزارى كردند چنان كه زنان ما در بامداد جنگ أرنب كردند ( أرنب جنگى بود كه ميان بنى زبيد وبنى زياد اتفاق افتاد وبنى زياد مغلوب شدند ) . ( 2 ) . شيون امروز زنان هاشمي نسب ، به جاى شيون زنانى كه از ما بنى اميّه در كشتن عثمان سوگوار وداغدار شدند . ( 3 ) . چه خواهيد گفت آن‌گاه كه رسول خدا از شما بپرسد چه كرديد ؟ وشما آخرين أمتها هستيد . ( 4 ) . با أهل بيت من پس از من چه كرديد ؟ برخى را أسير گرفتيد وگروهى را به خون كشيديد ! ؟ ( 5 ) . پاداش من اين نبود كه شما را نيكخواهى كردم ، كه پس از من با خويشان من بدرفتارى ورزيد . ر . ك : اللهوف ص 207 ، طبري ج 3 / 243 ، وقعة الطف ص 273 .