تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
رأس ابن بنت محمّد ووصيّه * للنّاظرين على قناة يرفع « 1 »
والمسلمون بمنظر وبمسمع * لا منكر فيهم ولا متفجّع « 2 »
كحلت بمنظرك العيون عماية * واصمّ رزؤك كلّ اذن تسمع « 3 »
روزانهء ديگر بر منبر شد ودر جمله سخن گفت : حمد خداى را كه حق را ظاهر ساخت وأهل حق را بنواخت وأمير المؤمنين يزيد وشيعهء أو را يارى كرد وآن دروغگوى پسر دروغگوى را بكشت ! عبد اللّه بن عفيف ازدى برپاى خاست وأو مردى زاهد وپرهيزكار بود واز اخيار شيعه ويك چشم أو به روز جمل وچشم ديگرش به وقعهء صفّين برفته بود وپيوسته ملازمت جامع أعظم داشت وتمام شب وروز در قيام وصيام بود . گفت : يا بن مرجانه ! دروغگوى پسر دروغگوى تويى وپدر تو وآنكه تو را عمل داد وپدر أو . اى دشمن خداى ! پسران رسول را مىكشيد وبر منبر أهل ايمان چنين سخنان مىگوييد ؟ ! ذرّيّت رسول را كه خداى سبحانه پليدى از ايشان دور كرد ، « 4 » بكشتيد وگمان مىبريد كه بر ملّت « 5 » أو باشيد ؟ ! كجايند فرزندان مهاجر وأنصار تا انتقام أو از تو بستانند وسزاى تو در كنار تو نهند ؟ عبيد زياد ، عوانان را گفت اين كور را فرامن آريد . ياران عبد اللّه از اشراف أزد أو را از مسجد به در بردند وبه سراى رسانيد . عبيد زياد ، حىّ مضر را بخواند ومحمد بن أشعث را بر ايشان أمير كرد وفرمان كرد تا عبد اللّه را به دست گيرند . أزد وقبايل يمن چون اين بشنيدند ، به هم پيوستند وحربي سخت رفت وياران عبيد اللّه به سراى
هامش
( 1 ) . سر فرزند دختر رسول خدا ووصى أو بر سر نيزه‌ها افراشته مىشود . ( 2 ) . مسلمانها مىبينند ومىشنوند ولى هيچ كس مانع نمىشود ودلى به درد نمىآيد . ( 3 ) . چشمها از ديدن تو ( بر اين حال ) كور شد ومصيبت تو هر گوش شنوا را كر كرد . ( 4 ) . اشاره به تصريح آية تطهير است : « انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهّركم تطهيرا » الأحزاب ، 33 . ( 5 ) . آيين ، دين
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 222 | محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )