تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
دانيد كه شما خود أو را بخوانديد وبفريفتيد وعهد درست وپيمان وفا سپرديد ؟ دورى وزشتى باد شما را ! به كدام چشم در رسول خداى نظر كنيد ، به وقتي كه گويد خاندان من بكشتيد وحرمت من ضايع گذاشتيد ، پس از امّت من نباشيد » ؟
لا غرو ان قتل الحسين وشيخه * قد كان خيرا من حسين واكرما « 1 »
لا تفرحوا يا أهل كوفان بالّذى * أصيب حسين كان ذلك اعظما « 2 »
مسلم جصّاص گويد : مرا عبيد زياد به عمارت دار الإماره گفته بود ، مگر روزى غوغاى عظيم خاست وهمهء كوفه متزلزل شد . با كسى كه مرا خدمت كردى گفتم : چه شده است كه كوفه را متزلزل بينم ؟ گفت : مردى بر أمير المؤمنين يزيد بيرون شده بود ، أمير عبيد اللّه به دفع أو لشكر فرستاد ، أو را بشكستند « 3 » وبكشتند واينك سر أو وياران أو را به كوفه همىآرند . گفتم : آن مرد كه بود ؟ گفت : حسين پسر علىّ أبو طالب . مرا طاقت نماند ، هر دو دست بر سر وروى زدم وگريبان چاك كردم واز قصر بيرون دويدم وديدم زنان وفرزندان رسول را بر شتران سوار كرده‌اند وسر حسين وياران أو را بر نيزه‌ها برآورده وامام علي بن الحسين را ديدم بر شترى بىپوشش سوار است وبر أو زنجيرى نهاده‌اند وهر دو پاى مبارك أو را در زير شكم اشتر فروبسته وآن زنجير اندام همايون أو را بگزيده بود ومجروح ساخته وأو همىگريست ومىفرمود :
يا امّة السّوء لا سقيا لربعكم * يا امّة لم تراعى جدّنا فينا « 4 »
لو انّنا ورسول اللّه يجمعنا * يوم القيمة ما كنتم تقولونا « 5 »
هامش
( 1 ) . عجب نيست اگر كشته شد حسين وحال آنكه پدرش بهتر وبزرگوارتر از أو بود وأو هم كشته شد . ( 2 ) . اى كوفيان ! سرخوش نباشيد از آنچه بر حسين گذشت كه مصيبت أو بزرگترين مصيبتها بود . اللهوف ص 200 . ( 3 ) . شكست دادند . ( 4 ) . اى أمت بد ، هرگز سيراب نشويد كه حق فرزندان پيامبر را مراعاة نكرديد . ( 5 ) . اگر روز قيامت ما در كنار رسول خدا گرد آييم چه پاسخى خواهيد داد ؟