تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
تسيّرونا على الاقتاب عارية * كانّنا لم نشيّد فيكم دينا « 1 »
وسر مبارك حسين چون ماه روشن مىدرخشيد ومحاسن شريف أو گونه خضاب يافته وبسى با رسول خداى مانند بود . وزينب دختر على بدان سر نگريست وسر خويش بر چوبهء محمل زد وخون از زير مقنعهء أو جارى گشت ومىگفت :
يا هلالا لما استتمّ كمالا * حاله خسفه فأبدى غروبا « 2 »
ما توهمت يا شقيق فؤادي * كان هذا مقدّرا مكتوبا « 3 »
سيد بن طاووس گويد : عبيد اللّه به دار الإماره بنشست وبار « 4 » عام داد وبزرگان قوم وسران قبايل را بخواند وحريم آل رسول را بخواست . وسر مبارك حسين را در طشتى زرّين پيش أو نهادند . زينب متنكّروار « 5 » به كنجى بنشست . عبيد اللّه از أو پرسيد ، گفتند زينب است دختر على أبو طالب . روى به زينب كرد وبه طنز گفت : خداى را سپاس كه شما را رسوا كرد ودروغ شما ظاهر ساخت . زينب گفت : هرآينه فاسق رسوا شود وفاجر دروغ گويد وأو غير ما باشد . گفت : صنيع « 6 » خداى را با برادر خويش چگونه ديدى ؟ فرمود : بسى نيكو ديدم كه كشتن أو در كتاب محفوظ بود وأو به خوابگاه خويش شتافت وزود است كه خداى سبحانه تو را با أو به يكجاى بازدارد وشما با يكديگر خصمي كنيد وهر دو به سوى أو - عزّ شأنه - حجّت بريد وداد طلبيد . يكى به خويش بنگر تا بازدانى كه بدان روز ظفر كه را بود ؟ مادر مرگ تو بيناد اى پسر مرجانه ! عبيد اللّه از اين سخنان در خشم شد وبرفروخت وگويى قصد أو مىكرد . عمرو بن الحريث گفت : اى أمير ! بر زنان ببخشاى وزنان را بدان چه گويند
هامش
( 1 ) . ما را بر پشت شتران برهنه اين سوى آن سوى مىبريد گويى ما نبوديم كه دين را در ميان شما استوار كرديم . ( 2 ) . اى هلالي كه هنوز ماه تمام نشده غروب كرد . ( 3 ) . هرگز نپنداشتم اى گوشهء دلم كه اين سرنوشت مكتوب بود . ( 4 ) . حضور ( 5 ) . ناشناس ( 6 ) . عمل ورفتار
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 220 | محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )