حنقا منهم وقالوا أجمعوا * واحشروا الناس إلى قتل الحسين « 1 »
يا لقوم من أناس رذّل * جمعوا الجمع وأهل الحرمين « 2 »
ثمّ ساروا « 3 » وتواصوا كلّهم * باجتياحى لرضاء الملحدين « 4 »
لم يخافوا اللّه في سفك دمى * لعبيد اللّه نسل الكافرين « 5 »
وابن سعد قد رماني عنوة * بجنود كوكوف الهاطلين « 6 »
لا لشئ كان منّى قبل ذا * غير فخرى بضياء الفرقدين « 7 »
بعلىّ الخير من بعد النّبى * والنّبى القرشىّ الوالدين « 8 »
خيرة اللّه من الخلق أبى * ثمّ امّى فانا ابن الخيرتين « 9 »
فضّة قد خلصت من ذهب * فانا الفضّة وابن الذّهبين « 10 »
من له جدّ كجدّى في الورى ؟ * أو كشيخى فانا ابن العلمين ؟ « 11 »
فاطم الزّهراء امّى وأبى * قاصم الكفر ببدر وحنين « 12 »
عبد اللّه غلاما يافعا * وقريش يعبدون الوثنين « 13 »
هامش
( 1 ) . به خاطر كينهاى كه از آنها به دل داشتند وگفتند مجتمع شويد ومردم را براي كشتن حسين گردآوريد .
( 2 ) . چه بد قومي ! مردمى پست كه با مردم مكة ومدينه گردهم آمدند .
( 3 ) . أصل : صاروا .
( 4 ) . سپس رفتند وبا هم پيمان بستند تا با كشتن من آن دو ملحد ( يزيد وعبيد اللّه ) را خشنود سازند .
( 5 ) . در ريختن خون من ، از خدا نترسيدند براي عبيد اللّه كه از نسل دو كافر متولد شده است .
( 6 ) . ونيز پسر سعد كه مرا با لشكرى بسيار مانند رگبار ابرهاى پربار درگير ساخت .
( 7 ) . بىجهت وبدون آنكه پيشتر جز افتخار من به نور دو ستارهء ولايت كارى مرتكب شده باشم .
( 8 ) . وجز فخر من به على كه پس از پيامبر مهتر بود ، پيامبرى كه پدر ومادرش قرشي بودند .
( 9 ) . بهترين بشر ، پدرم وسپس مادرم بود ومن فرزند اين دو بهترين هستم .
( 10 ) . نقرهاى كه از طلا پديد آمد ومن نقره وفرزند دو طلا هستم .
( 11 ) . كيست در ميان مردمان كه نيايى چون نياى من يا پدرى چون پدر من داشته باشد ؟ ومن فرزند اين دو سرور هستم .
( 12 ) . مادرم ، فاطمهء زهرا وپدرم در هم كوبندهء كفر در جنگ بدر وحنين بود .
( 13 ) . پدرم ، هنوز نوجوانى نارسيده بود كه خدا را مىپرستيد در حالي كه قريشيان دو بت را مىپرستيدند .