تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
خون آغشته ؛ لا جرم به نفس نفيس آهنگ آن قوم كرد وبه آواز بلند ندا داد كه آيا كسى بود كه شرّ اين قوم از حرم رسول خداى بازدارد ؟ آيا خداىپرستى بود كه جانب ما نگاهدارد ؟ آيا فريادرسى بود كه به فرياد ما رسد واز خداى جزاى خير طلبد ؟ « 1 » كس جوابي نگفت وبه خوب يا زشت ، پاسخى نياورد . وآواز زنان وكودكان به ناله وعويل « 2 » بلند گشت . به در سراى آمد وخاتون حرم ، زينب را بخواند وفرزند دلبند ، على أصغر را كه هنوزش شش ماه برآمده بود ، بخواست وأو را در قماطى « 3 » بر دست بالا گرفت ، وروى جانب قوم كرد وفرمود : اى مردم كوفه ! گيرم كه مرا كافر انگاريد ، نه آخر اين كودك را گناه چه باشد ؟ ! مگر ندانيد كه از فرط عطش ، شير در پستان مادر أو نمانده ولب وكأم أو خشك گشته ؟ ! حرملة بن كاهل تيرى به جانب امام بيفكند وآن تير بر گلوى على نشست واز ديگر سوى بيرون جست . امام على را به زينب داد وخون حلقوم أو به دست مىگرفت وبه هوا مىافشاند . « 4 » ومحمّد بن علىّ الباقر عليه السلام گفت كه از آن خون قطره‌اى به زمين فرونچكيد ؛ « 5 » آن‌گاه روى جانب قوم كرد واين رجز مىخواند :
كفر القوم وقدما رغبوا * عن ثواب اللّه ربّ الثقلين « 6 »
قتل « 7 » القوم عليّا وابنه * حسن الخير كريم الأبوين « 8 »
هامش
( 1 ) . مقتل الحسين خوارزمي ج 2 / 32 ؛ اللهوف ص 168 ؛ بحار الأنوار ج 45 / 46 . ( 2 ) . شيون ( 3 ) . قنداقه ( 4 ) . اللهوف ص 168 و 169 ؛ وقعة الطف ص 245 و 246 ؛ مناقب ج 2 / 222 ؛ مقتل خوارزمي ج 2 / 22 ؛ بحار الأنوار ج 45 / 46 ؛ الفتوح ص 908 . ( 5 ) . اللهوف ص 169 . ( 6 ) . اين قوم كافر شدند وپيشتر از اين از پاداش خداوند پروردگار بهشت ودوزخ ، روى گرداندند . ( 7 ) . أصل : قتلوا . ( 8 ) . اين قوم ، على وپسرش حسن را كه نيكوكار بود وپدر ومادرش بزرگواران بودند به قتل رساندند .
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 200 | محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )