نحن وبيت اللّه أولى بالنّبى * اطعنكم بالرّمح وسط القسطل « 1 »
وهشتاد سوار بيفكند وبازگشت وهر دو چشم أو از بسيارى عطش در حدقه فرو شده بود وآواز داد : اى عمّ بزرگوار ! آيا شربتى آب باشد كه اين جگر سوخته بدان بياسايد ؟ تا مگر بر مقاتلت اين قوم توانا شوم .
امام فرمود : اى نور هر دو ديده ! اندكى بشكيب ، « 2 » حالي از دست نياى خويش شربتى خواهى نوشيد كه از آن پس تشنه نگردى . « 3 »
احمد بازگشت واين رجز برخواند :
اصبر قليلا فالمنى بعد العطش * فانّ روحي في الجهاد تنكمش « 4 »
لا ارهب الموت إذ الموت دهش « 5 » * ولم أكن عند اللّقاء رعش « 6 »
وپنجاه سوار ديگر بيفكند واين چند بيت برخواند :
إليكم من بنى المختار ضربا * يشيب لهوله رأس الرّضيع « 7 »
يبيد معاشر الكفّار جمعا * بكلّ مهنّد عضب قطيع « 8 »
وشصت سوار ديگر بيفكند وكشته گشت .
واين حديث از مقتل أبى مخنف لوط بن يحيى نقل افتاد .
ودر اين وقت امام عموم ياران را كشته ديد وجوانان عترت رسول را به خاك
و
هامش
( 1 ) . سوگند به خانهء خدا كه ما به پيامبر سزاوارتريم ، با نيزهء خود در ميان گرد وغبار ( ميدان جنگ ) بر شما ضربت مىزنم .
( 2 ) . صبر وتحمّل داشته باش .
( 3 ) . همان منابع .
( 4 ) . اندكى صبر كن كه اميد به بعد از تشنگى است وروحم در اين جنگ شتابنده است .
( 5 ) . أصل : وحش
( 6 ) . از مرگ ترسى ندارم چون بيم دهد وبه هنگام ديدار مرگ ، لرزه بر اندام ندارم .
( 7 ) . بر شماست از فرزندان گزيده ، ضربتي كه از بيم آن ، موى سر كودك شيرخوار سپيد مىشود .
( 8 ) . گروه كفار را جملگى نابود سازد با شمشير هندى تيز وبرنده . در مقتل أبى مخنف به ذكر اسم أبو بكر اكتفا شده وتفصيل اين حديث در منابع ديگرى مانند مقاتل الطالبيين ص 57 ؛ ينابيع المودة ص 412 ؛ ناسخ التواريخ ج 2 / 317 آمده است .