تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
سال برآمده بود « 1 » ومادر اين هر سه ، امّ البنين بود ، دختر حزام « 2 » بن خالد از بنى كلاب « 3 » وبا أبى الفضل عبّاس بن علي - سلام اللّه عليه - از يك مادر بودند . وفاطمة بنت عقيل گويد : « 4 »
يا عين « 5 » جودي بعبرة وعويل * واندبى ان ندبت آل الرسول « 6 »
ستّة كلّهم لصلب علىّ * قد أصيبوا وسبعة « 7 » لعقيل « 8 »
وچون امام بيشتر ياران وفرزندان خويش همگى را به خاك وخون كشته ديد هم از روى ضجرت وفروماندگى بلند آواز برداشت ودورى از وطن وغلبه عطش وقلّت ناصر ومعين خويش بخواند وفرمود : آيا يارىكننده‌اى هست كه ما را يارى كند ؟ آيا پناه‌دهنده‌اى هست كه ما را پناه دهد ؟ آيا كسى هست كه حرم رسول خداى را پاس دارد ؟ ناگاه دو جوان از سراى پرده بيرون دويدند . گويى به گونهء روشن ، دو ماه تمام بودند . يكى را احمد « 9 » نام بود وديگرى قاسم وهر دو از صلب پاك أبو محمّد حسن بن علي بودند وهمىگفتند : لبّيك لبّيك اى آقا وسيّد ما ! هنوز ما در خدمت ركاب توييم ؛
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان منابع . ( 2 ) . أصل : جزام ( 3 ) . فاطمه دختر حزام بن خالد بن ربيعة بن وحيد بن كلاب ، مادر حضرت أبو الفضل عليه السلام كه در صحنهء كربلا حضور داشت وچهار فرزند برومندش را براي يارى امام حسين عليه السلام به قربانگاه فرستاد . ر . ك : مقاتل الطالبيّين ، ص 84 - 82 . ( 4 ) . شعر سرودهء سليمان بن قتيبة است . ابصار العين ، ص 100 ؛ ر . ك : عقد الفريد ج 5 / 124 . ( 5 ) . أصل ونيز نسخهء موجود در كاخ گلستان : بدون « يا » مىباشد . ( 6 ) . اى چشم ! بسيار أشك بريز وشيون وزارى كن واگر گريه مىكنى بر خاندان رسول خدا گريه كن . ( 7 ) . أصل : تسعة ؛ عقد الفريد ج 5 / 124 : خمسة . ( 8 ) . شش فرزند همه از پشت على بودند ( كه شهيد شدند ) وهفت فرزند از عقيل . ( 9 ) . سه فرزند نوجوان امام حسن در كربلا حضور داشتند ودو تن آنان در ركاب عمّ خود شهيد شدند . مادر احمد وقاسم رملهء امّ ولد بود واحمد كنيهء أو أبو بكر معروف به عبد اللّه أكبر بود وسومى عبد اللّه معروف به حسن مثنّى كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بود .