تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
وهرآينه با اين جمع اندك بدين گروه بسيار خواهيم درانداختن ؛ پس اگر فيروز آييم ، ديرى است كه فيروز بوده‌ايم واگر شكست يابيم ، از هزيمت‌شدگان نباشيم كه مرگ عادت ما بوده ، هميشه در طلب معالى « 1 » أمور بوده‌ايم وجان بر سر مأمول « 2 » نهاده وشما مردم پس از من البتّه نپاييد وآنچه بدان خيال بسته‌ايد ، هرآينه صورت نبندد وروزگار چون آسياسنگ بر شما بگردد وچون محور « 3 » شما را در قلق « 4 » واضطراب آرد ؛ واين عهد را پدر من با من كرد واز نياى خويش شنيدم : « رأى خويش جمع آريد وبه رويّت كار بنديد « 5 » ، تا روزگار بر شما غم واندوه نخواهد » وهرآينه من كار خويش با خداى گذاشتم ونجنبد بر زمين چيزى مگر آنكه به دست قدرت أو پاىبند بود وخداى سبحانه بر راه راست وطريق صواب باشد . بار خدايا ! باران آسمان را بر اين قوم فروبند وعيش ايشان تلخ دار ودر ايشان تنگى وقحط پديد آر وآن جوان ثقيف « 6 » را بر ايشان بگمار تا زهر به جام ، بديشان چشاند كه ما را دروغگوى خواندند وخوار گذاشتند ؛ « أنت ربّنا وإليك أنبنا وعليك توكّلنا وإليك المصير » . آن‌گاه پسر سعد را بخواند وأو از ملاقاة أو نفور « 7 » بود ، ولى امتثال كرد وپيش أو بازرفت . امام بدو فرمود : اى پسر سعد ! بر قتل من خيره گشته وسخت حريص آمده ، وچنان دانى كه بلاد رى وجرجان « 8 » به تو دهند وتو را عيشى صافي « 9 » خواهد بود ؟ ! و
هامش
( 1 ) . جمع معلاة : شرف وبزرگى ، أمور شريف ( 2 ) . آنچه بدان اميد وآرزوست . ( 3 ) . سنگ زيرين آسياب ( 4 ) . حركت وچرخش ، لرزش ( 5 ) . در كار خود انديشه وتأمل كنيد . ( 6 ) . مقصود حضرت ، حجّاج پسر يوسف ثقفى است . پيشگويى وخبر از غيب دادن حضرت قابل توجه است . ( 7 ) . نفور : گريزان ، روى گردان ( 8 ) . همان گرگان امروزى است ورى كه اكنون شهركى كوچك در جنوب شهر تهران است ، در صدر اسلام از شهرهاى آباد - وغلّه‌خيز سرزمين إيران به شمار مىرفت . حاكم رى فرخزاد پسر زاد مهر بود . عروة بن زيد طائى فرمانده لشكر اسلام در عهد عمر وارد رى شد وپيشنهاد حاكم رى را مبنى بر اخذ خراج از وى پذيرفت ورى بدون خونريزى به تصرف مسلمانان درآمد . طمع در حكومت اين شهر بود كه عمر سعد را به قتل امام حسين واداشت . ر . ك : الفتوح ص 252 و 253 ، أحسن التقاسيم ج 2 / 574 . ( 9 ) . معيشت سالم وبىدردسر وآسوده