تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
امام بر أو دعاى خير گفت وأجازت فرمود . حرّ تيغ بركشيد وروى فرا قوم كرد وهمىگفت : اى مردم كوفه ! اين مرد صالح را بخوانديد وأو دعوت شما را أجابت كرد وچون فرا رسيد ، أو را بازگذاشتيد وحق مقدم أو مرعى نداشتيد « 1 » وبر هتك حرمت وزوال حشمت أو دست يازيديد وفراخ كوه ودشت بر أو تنگ بگرفتيد وآب فرات كه يهود ومجوس را از آن بهر است وسگان وخوكان دشت از آن همىنوشند ، بر أو وحريم أو ببستيد . زهى بد مردم كه شماييد ! خداى سبحانه رحمت خويش از شما دور كناد وبر اين شوخ‌چشمى « 2 » وخلاف ، پاداش زشت يابيد . پسر سعد ، دريد را بخواند ولواى خويش نزديك خواست وأول كس از آن قوم ناسپاس كه آغاز حرب كرد وفراروى آن امام بزرگوار تير بينداخت ، هم أو بود . وبر اين كردار زشت همگان را گواه گرفت وبه يك دفعت از هر سوى تير انداختن گرفتند . وگويند در همين نوبت ، پنجاه تن ! از ياران امام ، عزّ شهادت يافتند وبه ديگر سراى شدند . وامام مىفرمودند : اين تيرها رسولان مرگند كه جانب ما همىآيند واز مرگ چاره نيست وهركس را طعم مرگ ببايد چشيد ؛ ساخته شويد « 3 » وساز حرب مهيّا داريد ودل وجان بر قضاى بارى تعالى بنديد . ودست برد ومحاسن شريف بگرفت وگفت : خداى سبحانه بر يهود خشم كرد كه گفتند خداى را فرزند بود ، وترسايان را خوار داشت كه عيسى را پسر خداى خواندند ، ومجوس را غضب فرمود كه به جاى أو آفتاب وماه را پرستيدند . وخشم خداى بر اين قوم فراوان باشد كه پسر پيغمبر أو مىكشند وبر حريم رسول تيغ
هامش
ص 904 . ( 1 ) . مراعاة نكرديد . ( 2 ) . گستاخى ، بىشرمى ( 3 ) . آماده شويد .
فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 170 | محمد ابراهيم نواب ( بدايع نگار )