بردارد . ديگران هم بر اين نسق « 1 » سخن راندند . آنگاه فرمود تا خيمهها نزديك كنند وطنابها در هم كشند وتمام آن شب را به عبادت خداى سبحانه وخضوع وخشوع وتضرّع وابتهال « 2 » بگذارد .
شهادت حضرت عباس ( ع )
أبو مخنف گويد : تشنگى بدان شب بر حسين وياران أو سخت گشت ، كودكان بدو شكوه آوردند واز فرط عطش بناليدند . امام عليه السلام عبّاس را بخواند وبفرمود تا با تنى چند برنشيند وبه فرات رود واز براي تشنگان شربتى « 3 » آب آرد . عبّاس با ده سوار برنشست ومشكها برداشت وچون به شريعهء « 4 » فرات رسيد ، ياران ابن زياد بر كنار فرات نشسته وشريعهء آب را بر حريم رسول فروبسته ؛ چون عبّاس عليه السلام را بديدند ، بر أو حمله آوردند وجمله چهار هزار تن بودند وعبّاس وياران با آن جمع درانداختند وكشش وكوششى سخت رفت وعبّاس اين رجز مىخواند :
أقاتل القوم بقلب مهتدى * أذبّ عن سبط النّبى احمد « 5 »
أضربكم بالصّارم المهنّد * حتّى تحيدوا عن قتال سيّدى « 6 »
إنّى أنا العبّاس ذو التودّد * نجل علىّ المرتضى المؤيّد « 7 »
أبو مخنف گويد : چون اين رجز بخواند ، بر ايشان دستبردى « 8 » مردانه كرد وايشان را
هامش
( 1 ) . منوال ، شيوه
( 2 ) . تضرّع
( 3 ) . به اندازهء يك بار آشاميدن
( 4 ) . شرع في الماء : دخل فيه ، شريعه : مصبّ ومدخل آب
( 5 ) . من اينك با قوم كافر با قلبي هدايت يافته در ستيزم واز حريم فرزند پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله وسلم دفاع مىكنم .
( 6 ) . با شمشير برّان بر سرهايتان مىكوبم تا از نبرد با سرور من حسين كنار رويد .
( 7 ) . من عباس مهربان فرزند على مرتضى هستم كه هماره مورد تأييد بود .
( 8 ) . يورش غافلگيرانه