شده . أبرص بن شيبان - وگويند - زيد بن ورقا بر أو حمله كرد ودست راست أو بينداخت وأو شمشير با دست چپ گرفت واين رجز مىخواند : « 1 »
واللّه لو قطعتموا يميني * لأحمين مجاهدا عن ديني « 2 »
عند إمام صادق اليقين * سبط النبي الطاهر الأمين « 3 »
نبي صدق جاءنا بالدّين * مصدّقا بالواحد الأمين
وهمىرفت وهمىكشت ، ولى بيشتر توجّه خاطر سوى حرم داشت تا مگر بدان تشنگان آبى رساند . عبد اللّه بن يزيد الشيباني - وگويند - حكيم بن طفيل طائى بر أو حمله كرد ودست چپ أو بينداخت وأو به روى فتاد وشمشير به دهان مبارك خود برداشت وبر آن قوم تاخت وهمىگفت :
يا نفس لا تخشى من الكفّار * وأبشري برحمة الجبّار « 4 »
مع النبىّ سيّد الأبرار * مع جملة السادات والأطهار « 5 »
قد قطّعوا ببغيهم يسارى * فاصلهم يا ربّ حرّ النّار « 6 »
عمر سعد چون آن حال را بديد ندا در داد كه مشك أو را نشانه تيغ وتير كنند . از هر طرف بدان مشك تيرافشانى كردند ومشك را بدريدند ، چون اين حالت روى داد ، عبّاس را پاى رفتن نماند . چه ، از رفتن به خيمه بدان حالت شرم مىداشت . مخذولى « 7 » عمودى از آهن بر فرق همايون أو فرود آورد ، چنان كه فرق همايونش بشكافت
و
هامش
( 1 ) . الدمعة الساكبة ص 337 .
( 2 ) . به خدا سوگند ! اگر دست راستم را قطع كنيد ، همانا جهادكنان از دينم حمايت مىكنم . در برخى كتب حديث ، مصراع دوم به اينگونه وارد شده : إنّى أحامى أبدا عن ديني .
( 3 ) . پيش امام درستكار باتقوايى كه فرزند پيامبر پاك وراستگو است .
( 4 ) . اى نفس ! از كفار نترس ، تو را مژده بر رحمت خداوند بسيار جبرانكننده باد .
( 5 ) . تو به زودى با پيامبر سرور نيكوكاران وتمام پاكان وصالحان محشور خواهى شد .
( 6 ) . دست چپم را به ستم ببريدند ، خدايا ! شرارهء دوزخ را نصيبشان كن .
( 7 ) . انساني كه خدا أو را به حال خود واگذاشته .