تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
چون پسر سعد اين نامه بخواند ، خبث باطن وشره « 1 » نفس أو محرّض « 2 » أو گشت ، حالي شمر را بر رجّاله « 3 » سپاه أمير كرد وسواران را در اعتداد « 4 » خويش گرفت وعصر پنجشنبه نهم از محرّم به جانب امام نهضت كرد وآغاز محاربت نمود . شمر بر أصحاب امام بايستاد وفرياد برآورد كه كجايند پسران خواهر من عباس وجعفر وعبد اللّه وعثمان ؟ پسران أمير المؤمنين على به جانب أو بيرون شدند ، گفت : اى خواهرزادگان من ! شما را از أمير عبيد اللّه أمان آورده‌ام ، از حسين بن علي كناره گيريد وبه كوفه رويد كه شما را در نزد أمير منزلتي عظيم خواهد بود . « 5 » گفتند : نفرين خداى بر تو باد ! ما را أمان مىدهى وپسر رسول خداى را امانى نيست ؟ ! پسر سعد ندا كرد : اى سواران خداى ! سوار شويد وبا بهشت جاويد شما را بشارت باد ! همانا أبو عبد اللّه را خواب ربوده بود . زينب چون صهيل « 6 » اسبان وآواز سم ستوران بشنيد به نزد أو دويد وأو را از خواب بيدار كرد وگفت : مگر آواز اين گروه نشنوى ؟ هرآينه نزديك شده‌اند . أبو عبد اللّه فرمود : حالي با نياى خويش رسول خداى در سخن بودم ومرا مىگفت زود باشد كه به نزد ما آيى وما به ديدار تو بسى آرزومند باشيم . « 7 » زينب بناليد وبر سر وروى طپانچه زدن « 8 » گرفت . أبو عبد اللّه فرمود : اى خواهر ! بيارام واين قوم را بر شماتت ما مپسند . وعبّاس را
هامش
( 1 ) . شهوت ( 2 ) . مشوّق ( 3 ) . سربازان پياده ( 4 ) . در شمار همراهان خود ( 5 ) . مقتل الحسين خوارزمي ج 1 / 246 ؛ وقعة الطف ص 190 ؛ اللهوف 149 ؛ تاريخ طبري ج 3 / 314 ؛ ارشاد ص 230 ؛ أعيان الشيعة ج 1 / 600 . ( 6 ) . شيهه ( 7 ) . بحار الأنوار ج 44 / 391 ؛ العوالم ج 17 / 242 ؛ الكامل في التاريخ ج 2 / 558 ؛ اللهوف ص 151 . ( 8 ) . لطمه زدن ، سيلى زدن